محمد حسينى همدانى نجفى
17
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و نيز قسم ديگرى كه شر محض باشد و يا غالب بر آن شر باشد و يا شر آن مساوى با خير با آثار خير آن باشد هرگز بهرهاى از وجود نخواهد داشت . نتيجه آنست كه موجودات دو قسم خواهند بود . 1 - خير محض و نفوس قدسيه و موجوداتى كه فعليت محض باشند و وجود آنها خير و آثار آنها نيز اين چنين محض خير باشد . 2 - موجود خيرى كه بر آن شر مترتب گردد و همه اقسام موجودات و مطلق وجود ممكن چنين است از جمله همه افراد بشر داراى اين دو قسم خواهند بود اهل ايمان كامل كه روح آنان نورانى و صفا يافته و آميخته به كفر و ضلالت نباشد خير محض است و اهل كفر و ساير طبقات بشر خير غالب خواهند بود بشر بيگانه معاند در اين جهان به لحاظ وجود و حيات او خير غالب خواهد بود و هر لحظه ميتواند از آن استفاده نمايد و در صف اهل ايمان درآيد . ولى سلسله بشر برحسب وجود آنها در نشئه قيامت و عالم برزخ از جمله خير محض و نيز شر محض خواهند بود از نظر اينكه ارواح اهل ايمان كه قوا و نيروهاى نهفته آنان به صورت فعليت در آمده است و كمال محض شده و پس از آن صدور شرّ از آنان غير واقع خواهد بود از نظر اينكه از عالم اختيار خارج شده و روح آنان از نظر كمال ايمان صفاء يافته است خير محض خواهند بود و ديگر افراد بيگانه كه صورت روانى آنان تيره و فاقد هر گونه خير و صلاح بوده و از عالم دنيا خارج شده و روح آنان به صورت فعليت و پليد و ظلمانى در آمده و وجود آنها ادراكى و شائبه قوة و حركت و تحول در آنان نباشد از نظر صورت ظلمانى روانى آنان شر محض خواهند بود كه جز ادراك فقدان و الم و حسرت روانى و عقوبت درونى و آتش حسرت خيرى را ادراك نخواهند نمود . با اينكه كافر و بيگانه در اين عالم دنيا و نظام جهان موجود خير غالب است از نظر اينكه وجود براى آنان بما هو وجود خير است و ميتواند از آن هر لحظه