محمد حسينى همدانى نجفى

15

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

در نظام خارج تحقق پذيرد و از اشعه هستى بهره‌مند گردد از مظاهر و آثار و فعل كبريائى است همه موجودات خير محض و خير غالب و شرور را فرا خواهد گرفت زيرا شرور عبارت از حوادثى است ناگهانى كه از موجودات طبيعى و مادى رخ مىدهد از آن قبيل است آتش كه در اثر سوزاندن لباس مثلا ضرر و زيانى بر آن مترتب گردد با اينكه طبيعت آتش جزئى از نظام جهان شناخته شده است . بالاخره مفاد روايت بيان توحيد افعالى كبريائى است كه هر چه از هستى بهره دارد مخلوق و آفريده ساحت كبريائى خواهد بود و در نظام جهان و در آفرينش آن جز ساحت كبريائى مخلوق اثرى نخواهد داشت . و بيان ديگر روايت آنست كه محور نظام خلقت بر افرادى است كه وجود آنان خير محض باشد و از ضرر و فساد مصون باشند مانند ارواح قدسيه و فرشتگان و خير و نظام جهان نيز بر آنان وابسته است و وسائل و اجراء خير و تدبيرات الهى خواهند بود هم‌چنانكه گروهى از سلسله بشر كه از نظر شقاوت و پليدى جز آثار شر و فساد و اختلال نظام در آنان ظهور نخواهد نمود اين دو گروه كه جامعه بشرى را تشكيل مىدهد و نظام خلقت بر آثار هر دو گروه آثار خير و حوادث شر و فساد استوار خواهد بود . اراده و مشيت ساحت كبريائى ذاتى و غير زائد بر علم شهودى او است و قضاء و حكم كبريائى عبارت از علم باشياء كليه ثابته و جزئيات متغيّره بر وجه كلى عقلى وحدانى كه منزه از تعبير است و بالاخره حكم كبريائى بوجود پديده‌اى عبارت از ابرام و ايجاد و تحقق همانست و افاضه صورت بر ماده بدون اينكه حركت و تغييرى پديد آيد و يا به كار بردن نيرو اى رخ دهد . هم‌چنانكه آيه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ قول و حكم او همان ايجاد و افاضه است از اين رو اراده و قول و قضاء و تقدير عبارت از ايجاد همان موجود خواسته است بدون اينكه تغيير و يا كثرت در ذات و يا در صفات كبريائى صورت پذيرد . بقياس قضاء و حكم و علم بشر كه هرگز سبب تحقق خواسته نخواهد شد جز