محمد حسينى همدانى نجفى
58
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
هرگز مثل و مانند صانع و خالق نخواهيد بود . و از نظر اينكه توحيد و خداشناسى صورت علمى و اعتقادى و فعليت روان است داراى مراتب چندى است . مرتبه نازل آن قول و اظهار توحيد ولى در قلب تزلزل داشته پيوسته به غفلت بسر ببرد اين گروه بنام منافق معرفى مىشوند از نظر اينكه به ظاهر اكتفاء نموده و از نتايج اظهار اسلام بهرهمند گردند و زياده بر آن نظرى ندارند . مرتبه ديگر اعتقاد بتوحيد و عرفان است و التزام باصول توحيد بدون اينكه در آن تعمق نمايند و نيز غير قابل تزلزل باشد هم چنان كه اكثريت عددى مسلمانان بطور بداهت حقايق و اصول توحيد را معتقد و پايبند به آن هستند . بديهى است براى صفاء روح و روان و منزه بودن از شرك و كفر و الحاد كافى خواهد بود و از سعادت بهرهاى خواهند داشت . مرتبهاى ديگر در طريق دليل قاطع و برهان بتوحيد ذات كبريائى و بصفات واجبه است و همچنين به توحيد افعالى ساحت قدس معتقد باشد باينكه همه افعال و آثار بىنهايت امكانى ظهورى از خواسته و مشيت كبريائى است و بصفت وحدت حقيقى و قاهريت و قهر كبريائى معتقد باشد و با وساطت وسائل عادى و طبيعى نظام جهان صورت مىپذيرد ولى مؤثر حقيقى همان اراده قاهره است كه از پس پردههاى علل و اسباب طبيعى خود نمائى مىنمايد . و مرتبه عالى ديگر آنست كه بطور شهود وحدانيت و احديت ساحت كبريائى را يقين داشته و جز به ساحت او توجه نمىنمايد و همه موجودات بىنهايت صحنه امكانى را چنانچه مشاهده نمايد جز وحدت حقيقى كه بر همه موجودات احاطه دارد مشاهده ننمايد زيرا موجودات امكانى محدود و توأم با تيرگى عدم و فاقد وجود هستند و يگانه موجود حقيقى ذات كبريائى است كه بجز به ساحت او هرگز توجه نداشته و هر چه را مشاهده نمايد موجود قائم بذات در قلب وى رسوخ نمايد كه