محمد حسينى همدانى نجفى
40
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
بالاخره ما به الاختلاف ميان آنها عين ما به الاشتراك آنها خواهد بود . و نواقصى كه در صفات كمال در موجودات مشاهده مىشود از قبيل امكان و ماهيّت و معلوليّت و تركيب از نظر قصور وجود است و به لحاظ نقصى است كه در وجود رسوخ دارد و توأم با تيرهگى عدم است . نتيجه اينكه همه صفات كمال راجع بذات كبريائى است همچنين علم و قدرت و حيات او واجب بوده و راجع بذات كبريائى او است و در نتيجه ذات كبريائى واجب الوجود بجميع جهات خواهد بود . از جمله افعال و آثار صادر امر ذات قدس كبريائى مىباشد كه بدون وساطت و يا مباشرت خواهد بود بلكه همه افعال و آثار كه صحنه امكانى را فرا گرفته از حاق ذات قدس كبريائى شرف صدور مىباشد و ساحت كبريائى است و موجودات و ثالثى در ميان نخواهد بود و از نظر اينكه افعال و آثار و موجودات امكانى استناد بذات كبريائى دارد و قوّه و ثالثى در ميان وساطت ندارد سائل بر اين نظر اعتراض نمود و گفت ( فيعانى الاشياء بنفسه ) نتيجه آنست كه ساحت آفريدگار بطور مباشرت افعال و آثار امكانى خود را بوجود مىآورد زيرا استناد افعال و آثار بوجود آفريدگار ملازم آن آنست كه به آنها مباشرت نمايد . قال أبو عبد اللَّه عليه السّلام : هو أجل من أن يعانى الاشياء بمباشرة و معالجة لان ذلك صفة المخلوق الذى لا تجيء الاشياء له الا بالمباشرة و المعالجة و هو متعال نافذ الارادة و المشيئة ، فعال لما يشاء . بيان پاسخ امام ( ع ) است ذات قدس كبريائى اجل از آنست كه بوسيله مباشرت و يا بوساطت فعل و اثرى را پديد آورد و موجودى را ايجاد نمايد و بطور كلّى مباشرت در انجام عملى از نظر قصور ذات و نقص وجود بشر است كه فقط ميتواند بوساطت اعضاء و جوارح خود عملى را در خارج انجام دهد . شبهه سائل از نظر آنست كه آنچه را كه در موجودات خارج مشاهده نموده