محمد حسينى همدانى نجفى

39

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

از لوازم موجود بما هو موجود است و غير منفك از آنست چه موجود واجب باشد و يا موجود امكانى لازم وجود واجب و يا ممكن الصفات بصفت علم و قدرت خواهد بود و قسمتى از صفات از لوازم وجود خاص است مانند موجود طبيعى و يا تعليمى . و قسم اول صفتى است كه لازم لا ينفك از موجود و تابع وجود است از لحاظ شدت و ضعف و كمال و نقص و تقدم و تأخر و اولويت و عدم اولويت در حقيقت عين وجود هستند و هرگز از موجود انفكاك نخواهند داشت و در هر مورد كه موجود تحقق بيابد صفات وجوديه آن نيز مانند علم و قدرت و حيات به همان وجود موجود خواهند بود و اختلافى ميان وجود و آن صفات نخواهد بود جز از نظر اعتبار و فرض و مفهوم اين گونه صفات كه از شئون وجود است تغاير و مغايرت مفهومى آنها با وجود هرگز سبب كثرت ذات موجود نخواهد شد يعنى صفت علم و قدرت و حيات ضرورى بوحدت حقيقى و بساطت ذات موصوف نخواهد داشت . هم چنان كه وجود واجب كبريائى موجود واجب است همچنين علم و عالم بالذات و صرف حقيقت علم و عالم بوده و صرف حقيقت علم خواهد بود و موجود واجب علم و نيز عالم به همه معلومات مىباشد و چنانچه فرض شود كه علم به بعض معلومات نداشته باشد هرگز صرف علم و عالم بحقيقت اشياء نخواهد بود . و به همين قياس صفت قدرت كه قدرت بذات باشد و صرف حقيقت قدرت است كه تام و فوق تمام و متعلق بهر مقدورى است و ساير صفات كمال نيز چنين است و از لوازم و شئون وجود است چه نسبت بوجود واجب و چه نسبت بوجود ممكن و براى هر يك از صفات كمال واجب فرد بسيط نهايت بساطت است نه مثل و مانند دارد و نه شبيه و نه ضد و نه ند و نه حد . زيرا گفته شد براى هر يك از صفات واجبهء حقيقت بسيط است كه ماهيت ندارد همچنين جنس و فصل ندارد و صفات كمال و لازم وجود تفاوت آنها بشدت و ضعف و تقدم و تأخر و اولويت و عدم اولويت و تابع و از شئون وجود خواهد بود .