محمد حسينى همدانى نجفى

74

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

جهان طبع و گسترش وجود و افاضه حيات و دميدن نيروى جنبش به نباتات و حيوانات اختصاص بساحت آفريدگار دارد و احاطه حقيقى كه عبارت از افاضه وجود است از مقام كبريائى صادر مىشود و ذكر صفت صمد نيز به منظور يادآورى آنست كه همه موجودات از جمله بشر كه خلاصه نظام جهان است همه و همه اظهار حاجت و نياز بساحت آفريدگار مىنمايند و به زبان گوياى وجود سپاسگزارند و هر چه افاضه شود مىپذيرند . وجود مقول بتشكيك است همچنين كمالات وجودى نيز لا محاله قابل تشكيك خواهد بود وجود واجب ازلى و ابدى نامحدود به حدى است همچنين صفت وحدت و علم و قدرت و حيات و قوه و قهر و علو و جبروت و رحمت و غنى و نور وجود و كرم صفات كبريائى همه طبق وجود وحدت ساحت او است كه اجل و ارفع از هر وحدتى است كه در او شائبه كثرت و نقص و امكان نخواهد بود و علم ساحت كبريائى اجل است از اينكه تصور غفلت و نسيان و فراموشى بر او عارض شود همچنين ساير صفات كبريائى نقص و امكان و يا كثرت در آنها عارض نخواهد بود همه صفات كبريائى بطور واجب و منزه از نقص و امكان و كثرت است يعنى بطور كلى صفت زايد بر موصوف نخواهد بود مانند بشر علم او كه زايد بر ذات است و مانند حيات و قدرت او . قوله عليه السلام : الذى لا تغيره صروف الازمان : بيان آنست كه ساحت آفريدگار در اثر افاضه وجود و پرتو هستى و دميدن نيروى حيات و حركت بموجودات سراسر جهان را بسوى تكامل سوق ميدهد و هر موجودى به قدر سعه وجودى كه بهره‌مند مىشود بكمال خود خواهد رسيد و كمال حقيقى اختصاص به بشر دارد كه غرض از آفرينش همه موجودات است و در عين حال كه در اثر افاضه نور وجود جهان و جهانيان را به حركت در مىآورد ساحت كبريائى منزه از نقص و حركت است بلكه محصول افاضه نور وجود سرتاسر صحنه جهان سرابى در اثر ادامه پى در پى اشعه نور وجود است و زياده