محمد حسينى همدانى نجفى
75
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
بر اينكه صحنه متزلزل را ثابت و مستقر ارائه ميدهد . بدين وسيله رابطه نظام جهان متحرك را بمقام عالى تحكيم مينمايد كه آنچه از آن مقام افاضه و پرتو ميافكند نور و حيات واحدى است كه همه ذرات را فرا ميگيرد و لازم تابش نور وجود در موجودات مادى در نظام طبع حركت و تحول است . خلاصه حركت و تحول لازم ماديت و جهان طبع است نه لازم وجود و هستى هم چنان كه نور وجود و حيات حقيقى كاملترى بقدسيان افاضه مىشود و هرگز تبدل و تحولى در آنان و در شئون و مقامات آنان رخ نخواهد داد . نتيجه آنست كه ساحت كبريائى خالق و آفريدگار جهان و جهانيان و حركت و نظام متحرك و زمان و زمانيات است و هر چه را كه مخلوق و آفريده است در اثر وجود عاريتى بهرمند گرديده و عين نقص و امكان و ربط محض بساحت قيوم كبريائى است و مقام كبريائى منزه از نقص و شركت و امكان است . و ضابط كلى براى تنزيه ساحت كبريائى از شركت موجودى در صفت و يا در امرى از امور وجودى آنست كه مانند و مثل او گردد چنانچه در ذات فرض شود و چنانچه زايد فرض شود شبيه خواهد بود و هر دو محال و ممتنع است زيرا در صورت اولى تركيب و امكان و حالت لازم مىآيد و ساحت كبريائى منزه از خداست زيرا واجب الوجود مىباشد و هر محدود و ماهيتى مخلوق خواهد بود و نيز بعض افراد محال است موجد بعض ديگر گردد و در صورت ديگر صفت زائد و حادث لازم مىآيد و فرض كه ثابت و ازلى باشد تعدد واجب لازم مىآيد . قوله عليه السلام : و لا يتكأده صنع شىء كان انما قال لما شاء كن فكان . بيان صفت سلبى ساحت كبريائى است هرگز صنع و آفرينش بر او دشوار نخواهد بود بدليل اينكه هر چه را اراده فرمايد كه بعرصه وجود در آيد تحقق