محمد حسينى همدانى نجفى

41

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

هستند وجود تكرار و تعددپذير نخواهد بود جز از خارج از وجود و آن عدم است و چون ماهيات و معانى تابع وجود هستند . در نتيجه اين كه تعدد وجود موجودات امكانى در اثر اعدام و نقايص و نواقص آنها است و چون واجب الوجود محض حقيقت و صرف وجود و بسيط حقيقى است وابسته اصل و ريشه موجودات خواهد بود و همه آنها در اثر نقص و ماهيت آنها ربط محض بساحت او خواهند بود . از جمله اقوالى كه در باره علم ساحت كبريائى بر عوالم و موجودات امكانى گفته شده آنست كه صورت هر يك از پديده‌ها و موجودات در ذات قدس مرتسم است اين نظر مورد انتقاد است بجهاتى از جمله كثرت در ساحت قدس صورت گرفته و نيز منظور از ارتسام صورت علمى حاصل از موجودات است و در ساحت او حصول و انفعال مفهوم ندارد بلكه در باره موجودات مجرده از ماديت بطور كلى علم حصولى صورت نمىگيرد بلكه علم حضورى و ايجادى خواهد بود نه حصولى و انتقالى و ديگر ارتسام بر تقدير تحقق و وجود خارجى موجودات است و نسبت به قبل از ايجاد ارتسام مفهوم ندارد . و از جمله اقوال حضور ذوات موجودات مجرده در ذات قدس است . اين نظر نيز بجهاتى مورد انتقاد است از جمله عروض كثرت صورتهاى علمى در ساحت قدس است با اين كه از كثرت و تعدد منزه است و نيز در باره موجودات مادى و جسمانى كه قابليت شهودى را از نظر ماديت ندارند و بفرض صحت بايد بوجودات مجرده و صورت علمى آنها باشد و اعتراضات ديگر كه اشاره شد . از جمله اقوال علم ساحت كبريائى بذات خود عين ذات قدس است و علم بموجودات عبارت از وجود عقل اول و صورت قائم به آنها است . اين نيز مورد انتقاد است كه لازم آن آنست كه ذات كبريائى فاقد علم و احاطه