محمد حسينى همدانى نجفى
40
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
تعلق محض هر يك به او خواهد شد و وجودى كه هر يك از اشياء بطور عاريت است وجود كبريائى اعلى و اشرف آنها است يعنى وجود آنها ربط محض و وابسته باويند و ساحت قدس بتبع آن فيوضات را به آنها ادامه ميدهد . و در حقيقت ماهيات و نواقصى كه در موجودات امكانى است از نظر اختلاف نوع و جنس و عدد آنها است و همه در اثر نقص ماهيات هر يك از آنها است و هر يك از نقصها و اعدام سبب شده كه وجود آنها ربط محض بآفريدگار باشند يعنى وجود آنها عاريتى و پرتوى از پروردگار ميباشند و نظر باينكه ساحت كبريائى وجود حقيقى است احاطه بر همه موجودات دارد و هر يك از آنها نيز پرتوى از ساحت اويند و هر چه را از بهره هستى دارند در اثر حد وجودى است كه در آنها بوديعت نهاده است و هيچ يك از موجودات بذات خود اقتضائى ندارد جز آنچه را كه پروردگار در هر يك از آنها بوديعت سپرده باشد . ساحت كبريائى با حقيقت و احديت خود موجودى از حيطه او خارج نخواهد بود و ساحت او ذات و غايت و اصل و حقيقت هر موجود و كمال هر حقيقى است و بينونت آنها از نظر اعدام و نقائصى است كه هر يك نقصى دارد و هر چه در آنها باشد از جمله حد وجودى است كه در آنها بوديعت نهاده شده است و اختلاف آنها در اثر اختلاف نوع و جنس و عدد و شماره آنها است و در اصل وجود و هستى مشترك هستند و وجود و هستى هر يك از آنها عاريتى است ساحت كبريائى حقيقت وجودى و صرافت است كه در آن شائبه عدم و ماهيت نخواهد بود و اين حقيقت وجود و صرف وجود تعدد و تكرار پذير نخواهد بود هم چنان كه انسان تعدد پذير نيست از لحاظ ماهيت و صرف انسانيت و تعدد افراد زيد و عمرو و خالد به لحاظ خارج از حقيقت انسانيت و از نظر وجود آنها است كه همه از ماهيت متحد ولى از نظر تعدد وجود كه خارج از ماهيت است تعدد زيد و عمرو صورت گرفته است كه هر يك حصهاى از انسانيت واجد