محمد حسينى همدانى نجفى

13

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

وجود به نباتات و بحيوانات و جمادات در هر يك حقيقت و حكمى را پديد مىآورد در نتيجه ماهيات معرف و بر وجود سبقت ذهنى دارد ولى در خارج و تحقق خارجى آن مفهوم تابع وجود و هستى خواهد بود . مثلا گفته مىشود انسان بوجود آمده است ولى ماهيت انسان در ذهن در خاطر سابق و معرف است ولى مفهوم انسانيت در خارج تابع وجود و نور هستى به انسان است و اختلاف موجودات از قبيل نباتات و حيوانات و جمادات نيز در اثر ماهيات است ولى وجود و نور هستى حقيقت واحده مقول بتشكيك و داراى شدت و ضعف و تقدم و تأخر و علو و دنو و علت و معلول خواهد بود . بعبارت ديگر وجود مطلق كه وحدت حقيقى دارد و داراى مراتب تشكيك است از شدت و ضعف و تقدم و تأخر در همه اشياء صورت ميگيرد مانند آب كه در ظرفهاى چندى باشد كه به صورت و هيئت و چگونگى ظرف در مىآيد همچنين ماهيت آب شيرين و شور و تلخ و گوارا و يا مانند شعاع خورشيد كه در اثر تابش به شيشه سفيد و يا سرخ و قرمز به همان رنگ در مىآيد . همچنين نور هستى همه مراتب موجودات امكانى را فرا ميگيرد از نظر اينكه حقيقت واحده است كه از ساحت كبريائى افاضه مىشود و صحنه امكان را فرا گرفته و آن را درخشان مىنمايد و در همه آنها نور هستى يكى است يعنى پرتو و نورى است كه از ما وراء عالم طبع تابيده و همه يكسان هستند و فقط اختلاف از ناحيه ماهيات است كه فيض وجود در جمادات به صورت سنگ و خاك و در نباتات به صورت رستنيها و هستى كه بهر يك افاضه شده و تابيده است فقط نور هستى است ولى محكوم به حكم ماهيت و محدود به آن حد خواهد بود يعنى تابش نور هستى بموجودى محكوم به حد آن ماهيت است و معرف هر موجودى ماهيت و حد آن موجود است مثلا معرف وجود و حد بشر ماهيت بشريت او است كه جز مفهوم انتزاعى نخواهد بود كه در ذهن مفهوم انسانيت سبقت داشته ولى پس از صورت