محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى
592
فيضنامه ( فارسى )
است چشم پوشيده و مسلك برهان را تنها راه يقين ندانست بلكه در اكثر مواقع از مكاشفه و وجدان استعانت بايد طلبيد ، و چون در اين طريقه نيز مكاشفات متعارضه مىباشد و امرى كه مميّز حق از باطل باشد - چنانچه منطق در علم نظر اين كار مىكند - نيست باز به خاطر مىرسد كه اين مسلك نيز اعتماد را شايان نباشد . بنا على هذا روز به روز حيرت بر حيرت كه معظم امراض نظرى است مىافزايد و به مقتضاى « الغريق يتشبّث بالحشيش » گاهى به حبل المتين برهان مىزند و گاهى در وادى عيان مىپويد و در هر دو حال تسكين در اضطراب و تشفى در التهاب نمىيابد بلكه آناً فآناً اضطراب بر التهاب و التهاب بر اضطراب مىافزايد و نمىداند كه در اين ميانه به كدام طرف مايل شود . فتادهام به ميان دو دلبر و خجلم معمول آنكه به مقتضاى اشفاقى كه آن مخدوم را به خادم و كامل را به ناقص مىباشد بالطبع طريقهء ارشاد را مسلوك داشته ، راهنماى گمراهان شوند و در اين باب اشارهاى چند از صواب به جواب بپردازند كه شايد به اين وسيله توفيق سعادت ابدى يافته ، از ظلمتكدهء جهل خلاص شده ، سالك مسالك حق گردد . ايشان را نيز به ازاى اين كرامت حظّى از صواب خواهد بود . چون . . . ارشاد واجب است احتياج به مبالغه در كلام نيست . و السّلام على من اتّبع الهدى .