محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى
565
فيضنامه ( فارسى )
امام به منبر برآيد و چون امام به منبر برآمد صحيفهها را در هم مىپيچند و فرود نمىآيند در هيچ روزى مكر روز جمعه . 31 و در روايتى ديكر از آن حضرت منقول است كه هر كه به نماز جمعه برود در ساعت اوّل ، مثل آن است كه شترى قربان كرده باشد و هر كه در ساعت دوم برود مثل آن است كه كاوى قربان كرده باشد و هر كه در ساعت سيم برود مثل آن است كه كوسفندى شاخدار قربان كرده و هر كه در ساعت چهارم برود مثل آن است كه مرغ خانكى قربان كرده باشد و هر كه در ساعت پنجم برود مثل آن است كه تخم مرغى هديه كرده باشد و چون امام به منبر برآيد صحيفهها در هم پيچيده شود و قلمها برداشته شود و ملائكه مجتمع شوند نزد منبر براى شنيدن ذكر يعنى خطبه . پس هر كه بعد از آن به مسجد آيد نيامده است او مكر براى حق نماز و او را از فضيلت پيش آمدن بهره نيست . 32 و ساعت اوّل تا طلوع آفتاب است و دوم تا بلند شدن آن و سيوم تا پهن شدن شعاع آن بر وجهى كه قدمها كرم شود در زمين و چهارم و پنجم بعد از چاشت بلند تا زوال . و بعضى از علما كفتهاند كه در قرن اوّل وقت سحر و بعد از صبح راهها پر از مردمان مىبوده كه به ازدحام و چراغ مىرفتهاند به جامع . و اوّل بدعتى كه در اسلام حادث شد ترك زود رفتن به جامع بود در روز جمعه . و شيخ صدوق - رحمه اللَّه - در كتاب دعائم الاسلام از حضرت اميرالمؤمنين - عليه السلام - نقل كرده كه مردمان در آمدن به نماز جمعه سه قسماند : مردى به جهت سخن كفتن و جدال كردن مىآيد و حظّ او از جمعه همان است ، و مردى ديكر وقتى مىآيد كه امام خطبه مىخواند پس اكر حق تعالى خواهد او را ثواب دهد و اكر خواهد محروم كرداند ، و مردى ديكر حاضر مىشود پيش از برآمدن امام به منبر و نماز مىكذارد آن مقدار كه مقدّر شده باشد براى او با توجّه و سكون تا آنكه امام به منبر برآيد و نماز منقضى شود پس نماز جمعه براى او كفّاره است ميان او و جمعه ديكر سه روز ديكر . و اين به جهت آن است كه حق تعالى مىفرمايد كه : هر كه حسنه كرد او را ده مثل آن است . 33 و به روايتى ديكر از آن حضرت منقول است كه هر كه نزديك شد به امام و كوش داشت و خطبه را شنيد و سخن لغو نكفت او راست دو نصيب از اجر و هر كه دور