محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى
560
فيضنامه ( فارسى )
مسافت باشد ، يعنى يك فرسخ « فلا بأس أن يجمع هؤلاء و يجمع هؤلاء » 24 پس باكى نيست كه نماز جمعه بكذارند اينها علىحدّه و اينها علىحدّه . و در كافى و تهذيب و استبصار به اسناد حسن روايت كردهاند كه از آن حضرت پرسيدند از كسى كه خطبه را در نيافت روز جمعه قال : « يصلّى ركعتين » فرمود : دو ركعت نماز مىكذارد « فان فاتته الصّلاة فلم يدركها فليصلّ أربعاً » پس اكر نماز جمعه فوت شد او را چنان كه هيچ از آن ادراك نكرده چهار ركعت مىكذارد . و قال : « اذا أدركت الامام قبل أن يركع الركعة الأخيرة فقد أدركت الصّلاة » و فرمود : چون دريافتى امام را پيش از ركوع آخر پس نماز جمعه را دريافته « و ان انت أدركته بعد ما ركع » و اكر دريافتى او را بعد از آنكه ركوع آخر كرده بود « فهى الظّهر أربع » 25 پس فريضهء تو نماز پيشين است چهار ركعت . و در كتاب من لا يحضره الفقيه به اسناد صحيح از آن حضرت روايت كرده كه فرمود در نماز عيدين « اذا كان القوم خمسة أو سبعة » چون قوم پنج يا هفت باشند « فانهّم يجمعون الصّلاة كما يصنعون يوم الجمعة » 26 پس به درستى كه به جماعت مىكذارند نماز را . فصل چهارم - در بيان وجوب نماز جمعه و فرض عين بودن از قول فقهاى معتبرين اماميّه - قدّس اللَّه اسرارهم فقهاى اماميّه دو قسماند : قسمى آنانند كه در جميع احكام شرعيّه از اصول و