المفضل بن عمر الجعفي ( مترجم : نجفعلى ميرزائى )
20
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى )
روايت شدهاند ، زيانى ندارد ؛ زيرا انتساب آنها به مفضّل در ميان دانشمندان اشتهار دارد . از جمله « سيد بن طاوس » و ديگران آنها را تأييد كردهاند . نيز ضعيف شمردن « محمد بن سنان » و « مفضّل بن عمر » هم زيانى ندارد ؛ زيرا ما اين ضعفها را نمىپذيريم ؛ چون در روايات فراوانى به جلالت قدر و منزلت آن دو اشاره شده است . وانگهى متن دو خبر ، شاهد صدقى بر صحت آنهاست و علاوه بر اين نوع متون نيازى به صحيح بودن خبر ندارد » « 1 » نيز در اول ترجمهء توحيد مفضّل ، اين دو كتاب و راوى آنها را اين گونه ستايش مىكند : « چون حديث شريفى در اثبات صانع قدير و توحيد و ساير صفات كماليهء او - جلّ شأنه و تعالى سلطانه و عظم برهانه - [ از ] شيخ جليل ، مفضّل بن عمر جعفى كه از خواص اخيار ، سلالهء اطهار ، امام المغارب و المشارق ، ابو عبد اللَّه ، جعفر بن محمد صادق - عليهما السّلام - بود . . . و رشاقت مضامين و وثاقت براهينش شهادت مىداد و مىدهد كه از منبع وحى و الهام جارى گرديده . . . و كافّهء شيعيان در تقويت بيقين ايقان و ايمان به آن محتاج بودند و . . . آن را به فارسى ترجمه كردم . » « 2 » « علّامه سيد صدر الدين عاملى » « 3 » - رحمة اللَّه عليه - مىگويد :
--> ( 1 ) « بحار الانوار » ، ج 3 ، ص 55 و 56 . دليل سخن آخر مرحوم مجلسى آن است كه : احاديثى بايد صحيح السّند باشند كه بيانگر حكمى عبادى و يا غير عبادى باشند اما چنين حديث روشنى كه عقل تمام مضامين آن را تأييد مىكند چه نيازى دارد كه سند آن صحيح باشد . ( 2 ) « ترجمهء توحيد مفضّل » ، ترجمهء مرحوم مجلسى ( ره ) ، ص 3 و 4 . ( 3 ) براى شناخت اين عالم بزرگ اسلامى نگاه كن : منتهى الآمال ، ج 2 ، ص 410 .