علي محمد ميرجليلى
32
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
حضرت مورد شناسايى قرار گرفتهاند . مرحوم كلينى ( ره ) در « كافى » ، « 1 » بابى تحت عنوان « باب رواية الكتب و الحديث و التمسّك بالكتب » آورده و رواياتى در اين زمينه نقل كرده است كه نمايانگر تأكيد ائمه عليهم السلام بر نقل و نگارش احاديث مىباشد . تشويق ائمه عليهم السلام سبب شد كه اصحاب آنان به نوشتن كتابهاى مختلف بپردازند كه از ميان آنها « اصول اربعمأه » امتياز خاصّى داشت . اين اصول تا زمان شيخ طوسى موجود بود . نويسندگانِ كتب اربعه ( كافى ، فقيه ، تهذيب و استبصار ) در تدوين اين كتابها از آنها استفاده بردند . شيخ طوسى تصريح كرده است كه سند روايت را به نام كسى كه روايت را از كتاب يا اصل او گرفته است ، آغاز مىكند . اين جمله صراحت دارد كه اصل اين كتب در دست شيخ بوده است . « 2 » علاوه بر آن ، وى در شرح حال هارون بن موسى تلعكبرى فرموده است : روى جميع الاصول و المصنّفات ؛ او تمام اصول و كتابها را روايت كرده است . « 3 » اين جمله نشان مىدهد كه اصول و كتابهاى شيعه در دست تلعكبرى بود . با توجه با آنكه تلعكبرى استاد نجاشى است « 4 » و نجاشى معاصر شيخ است و هر سه در بغداد حضور داشتند ، معلوم مىشود كه اين اصول تا عصر شيخ وجود داشت و به وى رسيده بود ؛ لذا شيخ پس از ذكر سخن فوق ( تلعكبرى همه اصول و مصنفات را
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 52 . ( 2 ) . استبصار ، ج 4 ، ص 415 . ( 3 ) . الرجال ، طوسى ، ص 516 . ( 4 ) . الرجال ، نجاشى ، ص 439 ، ش 1184 .