علي محمد ميرجليلى
33
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
روايت كرده است ) اضافه مىكند : « اخبرنا عنه ( تلعكبرى ) جماعة من اصحابنا ؛ من به واسطهء گروهى از اصحاب از تلعكبرى نقل روايت مىكنم . » « 1 » مؤيّد ديگر بر وجود اين اصول تا زمان شيخ طوسى اين است كه شيخ و نجاشى در شرح حال راوى ، سند خود را به كتاب او نقل مىكنند كه نشان دهندهء وجود آن كتاب نزد آنهاست ، حتى گاهى نجاشى با صراحت از داشتن آن « 2 » و يا استنساخ « 3 » و يا اختلاف نسخهها سخن مىگويد . « 4 » البته در برخى موارد هم اعتراف دارد كه اصل كتاب را نديده است . « 5 » شايد بتوان از اين سخن چنين برداشت كرد كه در موارد عدم تصريح به نديدن ، آن را ديده است . شيخ طوسى در بغداد از كتاب خانههاى عظيم شاپور « 6 » و سيد مرتضى « 7 » كه مملوّ از كتب شيعه بود ، بهره مىبرد . اصول حديثى باقيمانده از شيعه متأسفانه بعد از پديد آمدن كتب اربعه ، انگيزهء لازم در بين اصحاب براى استنساخ اصول و كتب اوّليه باقى نماند . از همين رو ، آنها در معرض نابودى قرار گرفتند .
--> ( 1 ) . الرجال ، طوسى ، ص 516 . ( 2 ) . الرجال ، نجاشى ، ش 625 و 626 ، ترجمهء عبدالرّحمن بن احمد و عبدالرحمن بن الحسن . ( 3 ) . همان ، ش 849 ، ترجمهء فارس بن سليمان . نجاشى تصريح مىكند كه كتابهاى حديثى ابن نُواس ، جُحى ، اشعب ، بهلول ، جعيفران را نزد استادش قرائت و آنها را استنساخ كرده است . ( 4 ) . همان ، ش 612 ، ترجمه عبيداللّه بن على . ( 5 ) . همان ، ش 829 ، ترجمه عليم بن محمد . ( 6 ) . اين كتابخانه بين 100 تا 140 هزار كتاب داشت . ( كتابخانهء ابن طاووس ، ص 125 . ) ( 7 ) . كتابخانهء سيّد مشتمل بر 000 / 80 جلد كتاب بود . ( امل الامل ، ج 2 ، ص 184 ؛ روضات ، ج 4 ، ص 296 ؛ تعليقه بر الرجال ، الطوسى ، ص 485 ؛ الذريعه ، ج 4 ، ص 504 . )