علي محمد ميرجليلى
24
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
شد كه هرچند برخى از صحابه و تابعين به نوشتن احاديث مىپرداختند ، لكن شيوهء رسمى و حاكم بر جامعه اهل سنّت در قرن اول ، پرهيز از نوشتن احاديث بوده است و به همين جهت جوامع روايى اهل سنّت در قرن اول تدوين نيافت ، بلكه تا قرن دوم و سوم تأخير افتاد . در بحث بعد سير تدوين حديث را در بين شيعيان مرور خواهيم كرد . سير تدوين حديث شيعه شيعه به تبعيت از پيامبراسلام صلى الله عليه و آله و ائمهء هدى عليهم السلام از همان آغاز اسلام ، شروع به نگارش حديث نمود . در مباحث قبل سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله را در اين زمينه آورديم . اكنون به برخى از سخنان اهلبيت در اين باره اشاره مىكنيم : امام على عليه السلام احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله را نگاشت و كتابهايى نظير صحيفه از خود به جاى نهاد و اصحاب را به نوشتن احاديث تشويق كرد . « 1 » آن حضرت نه تنها اصل ثبت حديث را لازم مىدانست ، بلكه بر نوشتن سند آن هم تأكيد مىورزيد . « 2 » امام حسن مجتبى عليه السلام گروهى از فرزندان و برادرزادگان خود را طلبيد و به آنها فرمود : شما كودكانى هستيد كه در آينده ، از بزرگان قوم خواهيد شد . پس به يادگيرى علم ( حديث ) بپردازيد . هر كدام از شما كه نمىتواند ( حديث را ) حفظ كند و روايت كند ، آن را بنويسد و در خانه نگهدارد . « 3 »
--> ( 1 ) . تقييد العلم ، ص 88 - 90 . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 52 ؛ الوافى ، ج 1 ، ص 231 ؛ تدريب الراوى ، ج 2 ، ص 63 ، تعليقهء ذيل صفحه ؛ لسان الميزان ، ج 6 ، ص 22 ؛ ادب الاملاء ، ص 77 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 152 ؛ كنزالعمال ، ج 10 ، ص 257 ؛ ترجمة الامام الحسن من تاريخ دمشق ، ص 167 و 168 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 227 ؛ الكفايه ، ص 229 ؛ تقييد العلم ، ص 91 ؛ سنن دارمى ، ج 1 ، ص 130 ؛ معادن الجواهر ، ج 1 ، ص 10 .