علي محمد ميرجليلى

231

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

مرحوم فيض دو تذكّر در مورد اين روايات داده است : 1 - مراد از « خُذْ بِمَا اشْتَهَر بَيْنَ اصْحابِكَ » در روايت زراره و نيز « الْمُجْمَعُ عَلَيْهِ » در روايت عمر بن حنظله ، شهرت روايى است ، نه شهرت فتوايى ؛ « 1 » زيرا سخن امام در مقام روايت و راوى است ، نه فتوى و افتاء . 2 - در روايت زراره آمده بود كه هرگاه هيچ يك از دو خبر مرجّحى ندارد ، وظيفه تخيير مىباشد و مىتوانيم به هر يك عمل كنيم . لكن در روايت عمر بن حنظله آمده است كه صبركن تا امام معصوم عليه السلام را ملاقات كنى و از حضرت سؤال كنى . در اين روايت سخنى از تخيير نيست . روايت زراره در صورت فقدان مرجّح دستور به تخيير مىدهد و روايت عمر بن حنظله فرمان توقف صادر مىكند ، پس خود با هم تنافى دارند .

--> ( 1 ) . شهرت روايى آن است كه يك روايت در بين محدّثين رواج داشته و در كتب روايى زياد نقل شده باشد ، درمقابل آن روايت شاذ است و آن روايتى است كه كمترمورد توجّه محدّثين قرارگرفته و كمتر در كتب روايى آمده است . شهرت فتوايى آن است كه يك نظريه در بين فقها بيش از نظريهء ديگرى مورد قبول قرار گرفته باشد ، هر چند مستند اين نظريه و فتوا مشخّص نيست .