علي محمد ميرجليلى
23
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
پيامبر صلى الله عليه و آله نمودند و كتابت حديث رونق بيشترى يافت و افراد زيادى چون ابوبكربن حزم ، ابن شهاب زهرى « 1 » ( م 1240 ق . ) ، ابن جريح ( م 150 ق . ) ، محمّد بن اسحاق ( م 151 ق . ) ، سعيد بن ابىعوانه ( م 156 ق . ) ، مالك بن انس ( م 169 يا 179 ق . ) و . . . به جمعآورى و ثبت روايات همت گماردند . سيوطى اسامى برخى از آنها را آورده است . « 2 » از مالك بن أنس ، كتاب « موطّأ » باقى مانده است . پس از موطّأ كتب مختلف ديگرى در حديث نوشته شده است كه مهمترين آنها عبارت است از « مسند » امام احمد ( م 241 ق . ) ، « كتاب الامّ » از امام شافعى ( م 204 ق . ) « 3 » ، « الجامع الصحيح » از محمّد بن اسماعيل بخارى ( م 256 ق . ) ، « الجامع الصحيح » از مسلم بن حجاج نيشابورى ( م 261 ق ) ، « سنن ابى داود » از سليمان بن اشعث سجستانى ، مكنّى به ابى داود ( م 257 ق . ) ، « سنن ابنماجه » از محمّد بن يزيد بن ماجه قزوينى ( م 273 ق ) ، « سنن ترمذى » از محمّد بن عيسى بن سوره ترمذى ( م 279 ق . ) ، « المجتبى » معروف به « سنن نسائى » از احمدبن على بن شعيب نسائى ( م 303 ق . ) ، شش كتاب اخير نزد اهل سنت از اهميت ويژهاى برخوردار است و به صحاح ستّ ( شش كتاب صحيح ) معروف مىباشد . اين صحاح در قرن سوم هجرى به نگارش درآمده است . سرّ تأخير در تدوين جوامع روايى سياست غلط حكومت در قرن اول هجرى مبنى بر منع از ثبت احاديث بوده است . تا اينجا تدوين احاديث را در بين اهل سنت به اجمال بيان كرديم ، نتيجه بحث آن
--> ( 1 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 5 ، ص 326 به بعد ؛ جامع بيان العلم ، ج 1 ، ص 331 . ( 2 ) . تنوير الحوالك ، ص 10 ؛ تدريب الراوى ، ج 1 ، ص 66 . ( 3 ) . گرچه شافعى « كتاب الامّ » را به عنوان يك كتاب فقهى نوشته است ، لكن بسيارى از روايات را در آن آوردهاست . بنابراين كتابى فقهى - روايى است .