علي محمد ميرجليلى
22
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
البته عثمان نيز بر ابوذر خشم گرفت ؛ زيرا او در مراسم حج رواياتى در فضيلت اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله با صداى بلند مىخواند . « 1 » همچنين در مسجد مدينه نيز فضائل اهل بيت عليهم السلام و به ويژه امام على عليه السلام را بر مىشمرد و مردم را به جهت كنار زدن خاندان رسول گرامى از خلافت و سپردن آن به ديگران سرزنش مىكرد . « 2 » خليفه ابوذر را از نقل حديث منع كرد و چون او به اين دستور بىاعتنايى نمود ، « 3 » سرانجام توسط عثمان تبعيد شد . « 4 » رونق حديثنگارى تا عصر عمربن عبدالعزيز ( 99 - 101 ق . ) عدم كتابت حديث شيوهء رسمى دستگاه خلافت بوده است . تنها در اين ميان دوران حكومت امام على عليه السلام را بايد استثنا كنيم كه هم خود به كتابت حديث پرداخته و هم ياران خود را به اين امر تشويق مىكرد . « 5 » ناگفته نماند كه برخى از صحابه و تابعين با بىاعتنايى به دستور حكومت ، به ضبط روايات مىپرداختند . « 6 » با روى كار آمدن عمر بن عبدالعزير و سفارش او بر گردآورى و ثبت روايات « 7 » ، عدهاى به طور علنى و رسمى شروع به جمعآورى احاديث
--> ( 1 ) . اصل سليم ، ترجمه انصارى زنجانى با نام اسرار آل محمّد ، ص 653 ، ح 75 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 171 و ر . ك . به : « امام على عليه السلام و زمامداران » از راقم سطور ، ص 213 - 215 . ( 3 ) . الطبقات ، ج 2 ، ص 354 . ( 4 ) . انساب الاشرف ، ج 5 ، ص 54 و 55 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 8 ، ص 258 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 172 و ج 8 ، ص 261 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 358 . ( 5 ) . تقييد العلم ، ص 89 و 90 ؛ علوم الحديث صبحى صالح ، ص 40 ؛ معادن الجواهر ، ج 1 ، ص 9 . امام عليه السلام با تعبير « قيّدوا العلم بالكتاب » مسلمين را به نوشتن تشويق مىنمود . ( 6 ) . براى مطالعه بيشتر ر . ك . به : به تدوين السنه الشريفه از آقاى سيد محمّد رضا جلالى حسينى ، ص 197 - 245 . ( 7 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 52 ؛ محاسن الاصطلاح ، ص 170 .