علي محمد ميرجليلى
213
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
داشته است كه در بحث منابع « وافى » خواهد آمد . استناد به تبادر يكى از راههاى به دست آوردن ظهور كلمه ، توجّه به « تبادر » است . اصوليّون علاوه بر آنكه تبادر را يكى از علائم ظهور مىشمرند ، آن را نشانهء ظهور حقيقى ( معناى حقيقى ) يك واژه دانستهاند . « 1 » تبادر عبارت است از سبق يك معنى از ميان معانى مختلف يك كلمه به ذهن شنونده ، به تعبير ديگر هرگاه فرد آشنا به زبان ، كلمهاى كه داراى چند معنى است مىشنود ، هر يك از اين معانى كه زودتر به ذهن او بيايد ، معناى متبادر از آن كلمه گويند . فيض در « وافى » در مقام به دست آوردن معناى برخى از واژهها به تبادر استناد مىجويد . « 2 » استفاده از علوم مختلف ادبى در « وافى » گاهى براى به دست آوردن ظهور روايات از علوم مختلف ادبى ( صرف ، نحو ، معانى ، بيان و . . . ) استفاده شده است كه در فصل روشهاى فقه الحديثى فيض خواهد آمد . تمسّك به قرآن و تفسير فيض در هنگام شرح روايات از آيات قرآن و تفسير آنها كمك مىگيرد و بسيارى
--> ( 1 ) . اصول الفقه ، ج 3 ، ص 139 . ( 2 ) . الوافى ، ج 7 ، ص 25 .