علي محمد ميرجليلى
212
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
روايت ، روش حقّى است كه خداوند آن را براى هدايت مردم قرار داده و پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به مردم ابلاغ كرده است . . . . و شامل هر عمل شرعى و هر اعتقاد حقّ و صحيحى مىشود ( خواه در قرآن آمده باشد يا در احاديث . ) گاهى نيز سنّت بر فعل و قول پيامبر صلى الله عليه و آله اطلاق مىشود و در اين صورت در مقابل قرآن قرار مىگيرد . امّا سنّت به معناى « عمل مستحبى » كه اخيراً در بين فقها رايج گشته است ، اصطلاحى جديد است كه در روايات اهل بيت عليهم السلام از آن اثرى يافت نمىشود . بنابراين واژهء « سنّت » در روايت فوق ، به يكى از دو معناى اوّل مىباشد . « 1 » 2 - امام صادق مىفرمايد : « تَفَقَّهُوا فِى الدّينِ . » فيض واژهء « فقه » در اين حديث را به معناى تحصيل بصيرت در علم دين مىگيرد و علم فقه را در زبان قرآن و روايات ، به شناخت آفتهاى نفس انسانى و فاسد كنندگان اعمال او و شناخت حقارت و كوچكى دنيا و بزرگى نعمتهاى آخرت و ترس قلبى از خداوند و شناخت حلال و حرام مىگيرد و اضافه مىكند : و الفقه اكثر ما يستعمل فى القرآن و الحديث يكون بهذا المعنى ؛ فقه در بيشتر مواردى كه در قرآن و حديث به كار رفته است به همين معناست . « 2 » فيض در اين تفسير توجّه دارد كه علم فقه به معناى علم به احكام ( حلال و حرام و واجب و مستحب و مكروه ) اصطلاحى جديد است و نبايد اين اصطلاح را در تبيين قرآن و روايات به كار برد . از ميان كتابهاى لغت ، فيض بيشتر به « النهاية فى غريب الحديث و الاثر » ، « التهذيب فى اللغه » ، « الصحاح » ، « القاموس المحيط » و « المصباح المنير » . . . عنايت
--> ( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 301 و 302 . ( 2 ) . همان ، ص 128 .