علي محمد ميرجليلى

208

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

آن گاه مىفرمايد : براى اهل حجاب ، حجّت ظاهرى كافى است ؛ زيرا اينان چشم باطنشان كور است و نمىتوانند از راه باطن دركى داشته باشند ، اينان كسانى هستند كه قرآن دربارهء ايشان فرموده است : « لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها . » « 1 » امّا براى اهل باطن و بصيرت ، دو حجّت الهى وجود دارد : حجّت ظاهرى كه همان پيامبر صلى الله عليه و آله است و حجّت باطنى كه عبارت است از عقل كه از راه پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله آن را بارور نموده‌اند . آن‌گاه ملّا صدرا دو حجّت الهى بر اهل بصيرت را هم حجّت خدا بر آنها مىداند و هم حجّت و عذر آنان در پيشگاه الهى . « 2 » مرحوم فيض سخنان ملّا صدرا را نظريه‌اى نيكو و برخاسته از تحقيق مىداند ، لكن برداشت اين نظر تحقيقى را از روايت فوق نمىپذيرد ؛ چون از ظاهر روايت چنين مطلبى به دست نمىآيد . « 3 » آن گاه بر ظهور كلمهء « على » در « حُجَّةَاللَّهِ عَلَى الْعِبادِ النَّبِىّ » و ظهور كلمهء « بين » در « وَالْحُجَّةُ فيما بَيْنَ الْعِبادِ وَ بَيْنَ اللَّهِ الْعَقْلُ » تكيه كرده و حديث را اين چنين شرح مىدهد : انسان‌ها بعد از آنكه خدا را شناختند ، پيامبر صلى الله عليه و آله حجّت خدا « بر » آنهاست ؛ يعنى در صورت عدم پيروى از او خداوند عليه آنها سند و حجّت دارد كه چرا از پيامبر صلى الله عليه و آله پيروى نكرديد تا سعادتمند شويد . امّا قبل از آنكه خدا را بشناسند ، راهنما و حجّتى بين مردم و خدا وجود دارد تا آنها را به سوى شناخت خداوند سوق دهد . اين راهنما و حجّت ، همان عقل انسانى

--> ( 1 ) . آنها را دل‌هايى است بىادراك . الاعراف / 179 . ( 2 ) . « وَ الْحُجَّتانِ لِأَهْلِ البَصيرَةٍ حُجَّتانِ لَهُمْ عَلى انْفُسِهِمْ كَما انَّهُما حُجَّتانِ لِلّهِ عَلَيْهِم » . الوافى ، ج 1 ، ص 114 . ( 3 ) . همان .