علي محمد ميرجليلى

193

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

آن « زمعه » يا « عتبه » باشد . در اين ميان بين فرزند زمعه و برادر عتبه ( سعد بن ابى وقاص ) در مورد اين كودك اختلاف پيش آمد . عبداللّه بن زمعه اين كودك را برادر خود مىدانست ، سعدبن ابى وقاص هم او را برادر زاده خود مىشمرد . پيامبر صلى الله عليه و آله براى رفع اختلاف بين اين دو فرمود : « الْوَلَدُ لِلْفِراشِ وَ لِلْعاهِرِ الْحَجَرُ » . معلوم مىشود كه سبب صدور اين حديث ، يك كنيز بوده است . بنابر اين نمىتوان حديث را مختص به زن آزاد دانست و كنيز را از عموم آن خارج كرد . ابوحنيفه چون از سبب صدور اين حديث اطلاع نداشت ، فتواى اشتباهى صادر كرد . « 1 » مطلب مهم در بحث شأن نزول و سبب صدور آن است كه اگر تعبير آيه يا حديثى عموميت دارد ، در عين حال شأن نزول و سبب صدور خاصى هم داشته باشد ، تنها به همان مورد نزول و صدور خود ، اختصاص ندارد ، بلكه تمام موارد ديگرى را كه مصداق آيه يا حديث باشد شامل مىشود . به عبارت ديگر آيه يا حديث عموميت دارد و مخصوص شأن نزول يا سبب صدور نمىباشد . اين مطلبى است كه اكثر علماء اصول آن را پذيرفته‌اند . « 2 » مرحوم فيض نيز با مذهب جمهور علما موافق است و به روايت امام باقر عليه السلام در اين زمينه استدلال مىكند : امام عليه السلام در پاسخ به سؤال يكى از ياران خود دربارهء يك آيه از قرآن كه شأن نزول خاصى داشت فرمودند : لا تَكُونَنَّ مِمَّنْ يَقُولُ لِلشَّىْءِ انَّهُ فى شَىْءٍ واحِدٍ ؛ از كسانى مباش كه يك آيه

--> ( 1 ) . مناهل العرفان ، ص 96 . ( 2 ) . الاتقان ، ج 1 ، ص 110 - 111 ؛ مناهل العرفان ، ص 105 و 106 ؛ البرهان ، ج 1 ، ص 47 ؛ تاريخ قرآن راميار ، ص 642 .