علي محمد ميرجليلى

171

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

خداوند علماى خود را ارباب خود قرار دادند . امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود : يهوديان و مسيحيان ، علماى خود را عبادت نكردند ، بلكه علماى آنان حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كردند و مردم هم كوركورانه از آنها تقليد كردند . به همين جهت مورد سرزنش قرار گرفتند . فيض در شرح اين روايت مىفرمايد : اين روايت دلالت دارد كه تقليد از مجتهدين در احكامى كه از راه اجتهاد به دست مىآورند جايز نيست . البته اگر كسى طبق محكمات قرآن و حديث فتوايى صادر كند ، پيروى از او بر مردم لازم است ، لكن اين تبعيت تقليد از او نيست ، بلكه تقليد از اهل‌بيت و پيروى از حكم خداست . « 1 » فيض روايت معروف « مَنِ اجْتَهَدَ فَاصابَ فَلَهُ اجْرانِ وَ مَنْ اجْتَهَدَ فَاخْطَأَ فَلَهُ اجْرٌ واحِدٌ » « 2 » را مردود مىشمرد و آن را حديثى عامى ( كه از اهل سنّت نقل شده ) و بى ريشه مىداند . سپس اضافه مىكند كه بر فرض صحّت حديث و صدور آن ، باز نمىتوان گفت كه دربارهء اجتهاد و استنباط اصولى سخن مىگويد ، بلكه مراد از آن ، كوشش در راه به دست آوردن جهت قبله براى نماز خواندن است يا تلاش در راه فهميدن معانى روايات ، خلاصه آنكه اجتهاد در اين روايت به معناى اجتهاد مصطلح نمىباشد . « 3 » فيض اجتهاد اصولى را از آن جهت كه ممكن است سبب صدور فتوايى شود و سپس اشتباه مجتهد براى خودش روشن شده و بر خلاف آن فتواى جديدى صادر كند ، مخالف روش پيامبر صلى الله عليه و آله مىداند ؛ زيرا در احكام پيامبر هرگز اختلافى ديده نشده

--> ( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 239 و 240 . ( 2 ) . كسى كه اجتهاد كند و به حقّ و واقع دست يابد ، دو اجر دارد و كسى كه اجتهاد كند ، ولى به واقع نرسد ، يك‌اجر ( براى تلاش خود ) خواهد داشت . ( 3 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 253 ، تعليقه . ظاهراً اين حديث از ساخته‌هاى روزگار حاكميت تأويل است .