علي محمد ميرجليلى

170

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

فيض كتابى به نام « الاصول الاصلية » نوشته است و از علم اصول مباحثى كه در قرآن و روايات ريشه دارد مطرح كرده است ، امّابخش‌هايى از اصول كه ريشه در اين دو ندارد ، نزد فيض بىاعتبار است . به همين دليل ، به اجتهاد اصولى حمله مىكند و آن را مصداق فتوى دادنى كه از علم و يقين نشأت نگرفته است مىداند و آن را افتاى به رأى « 1 » و مساوى با قياس مىشمرد . « 2 » فيض اهل اجتهاد را كسانى مىداند كه داراى اطلاعات و تخصص « كافى » نيستند ، به همين دليل به آيات و روايات متشابه تمسك مىجويند و طبق آن فتوى مىدهند و اطلاعى از تشابه آنها ندارند ، با اينكه قبل از رجوع به متشابهات ، بايد به محكمات مراجعه كنند و معناى متشابهات را از محكمات باز شناسند . « 3 » فيض تقليد از مجتهدين را در فتاوايى كه از راه اجتهاد اصولى به دست آورده‌اند حرام دانسته و آن را مصداق آيهء سورهء توبه « 4 » مىداند آنجا كه خداوند مىفرمايد : اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ ؛ يهود و نصارى به جاى

--> ( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 190 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان ، ص 196 . فيض به آيهء 7 از سورهء آل عمران نظر دارد : « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ . . . » در اين آيه ، خداوندآيات قرآن را به دو دسته تقسيم كرده است : محكمات و متشابهات . محكمات را « مادر قرآن » ناميده است يعنى همانطور كه طفل در هنگام ناراحتى و سرگردانى به سراغ مادر خود مىرود ، هنگام تحيّر در معناى متشابهات بايد سراغ محكمات راگرفت و آنها را اصل قرار داد تا به كمك آنها معناى متشابهات روشن گردد . ( 4 ) . آيهء 31 .