علي محمد ميرجليلى
169
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
بيان يك نكته چنان كه پيش از اين هم بيان كرديم ، مرحوم فيض در « وافى » تنها به نقل و دستهبندى روايات نمىپردازد ، بلكه توضيحهايى در ذيل روايات با عنوان « بيان » داده است كه براى درك مفهوم روايات بسيار مفيد و كارساز است . حال ببينيم اين « بيان » ها و شرحها بر چه مبانى و اصولى استوار است ؟ قبل از شروع در بحث يادآورى يك نكته ضرورى است : فيض يك اسلامشناس اخبارى مسلك است و اجتهاد اصولى را جز در مواردى كه در خود روايات آمده است نمىپذيرد . به عنوان نمونه اصل استصحاب را قبول دارد ؛ زيرا ريشه در خود روايات دارد . « 1 »
--> ( 1 ) . زراره از امام صادق 7 در مورد شخصى كه وضوء گرفته و سپس شك كرده كه آيا خواب رفته است يا نه ، سؤال كرد : آيا وضوء گرفتن بر او واجب است ؟ امام 7 جواب داد : نه ، مادامى كه يقين به خواب رفتن ندارد ، وضوء واجب نيست ؛ زيرا « انَّهُ عَلى يَقينٍ مِنْ وُضُوئِهِ وَ لا يَنْقُضُ الْيَقينَ ابَداً بِالشَّكِّ وَ لكِنْ يَنْقُضُهُ بِيَقينٍ آخَرَ ؛ » او به وضوى خود يقين دارد و يقين را نبايد باشك بعدى نقض كند . يقين سابق با يقين بعدى ( به خلاف آن ) نقض مىشود . » مرحوم فيض پس از نقل اين روايت مىگويد : از اين حديث يك اصل متين ( استصحاب ) برداشت مىشود كه در بسيارى ازموارد كاربرد دارد . ( الوافى ، ج 6 ، ص 257 و 258 . )