علي محمد ميرجليلى
107
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
الماضى . . . و بيان مراد از آنها . در توقيف ششم مرحوم فيض سند خود را به كتب اربعه بيان مىكند . مقدّمهء سوم ، در تبيين روش مؤلفان كتب اربعه در آوردن اسناد روايات و نيز روش خود مرحوم فيض در « وافى » در همين زمينه است . مرحوم كلينى در بيشتر موارد تمام سند را بين خود و معصوم ذكر مىكند . مرحوم صدوق غالباً تمام سند را حذف كرده و تنها به ذكر راوى آخر ( كه از امام نقل مىكند ) و يا حداكثر دو راوى آخر مىپردازد . آنگاه در مشيخه ، سند خود را به آن راوى ذكر مىكند . امّا مرحوم شيخ در دو كتاب خود گاهى به روش كلينى عمل كرده و گاهى به روش مرحوم صدوق . البته هر جا كه اوايل سند را حذف كرده ، سند را به نام كسى كه روايت را از كتاب او اخذ كرده است شروع مىكند . مرحوم فيض مىفرمايد : من هر روايتى را از هر يك از كتب اربعه نقل نمايم ، روش مؤلف آن را در نقل آن حفظ مىكنم يعنى آن را با همان روش مؤلف در « وافى » آوردهام . سپس مرحوم فيض به توضيح اصطلاح « عدّة من اصحابنا » در اوايل سند كافى مىپردازد و به نقل از « خلاصهء » علامه حلى مقصود از « عدّه » را بيان مىكند . آنگاه برخى از اصطلاحاتى كه خود در « وافى » در اسناد به كار برده است ، نظيرِ النيشابوريان ، القميان ، الثلاثه . . . را توضيح مىدهد . تمهيد سوم فيض در اين تمهيد از برخى از نارسايىهاى كتاب خود سخن مىگويد و عذر خود را در وجود آنها بيان داشته است :