علي محمد ميرجليلى
108
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
من در آغاز تأليف « وافى » تصميم داشتم كه اين كتاب را به نحو بسيار شايستهاى مرتب سازم ، هر كتابى را در جايگاه مناسب خود و هر حديثى را در باب ويژهء آن بياورم ، ولى به دلايل مختلف انجام اين امر برايم ممكن نگرديد و نتوانستم آنطور كه سزاوار آن و مورد نظر من بود ، به پايان ببرم . لحن اين عبارت مىرساند كه فيض آن را بعد از اتمام وافى نگاشته است . سپس مرحوم فيض عواملى كه مانع از تحقق قصد وى شده است به طور اشاره ذكر كرده تصريح مىكند كه در عين حال ، تمام توان خود را مبذول داشتم تا حد امكان ، آن را به مطلوب نزديكتر سازم . سپس به بيان تقطيع روايت و سرّ آن مىپردازد و مىفرمايد : اگر يك روايت داراى چند حكم مختلف باشد آن را در چند مورد با ذكر سند آوردهام . مرحوم فيض در مورد شرح و توضيح روايت خاطر نشان مىكند : اگر روايتى احتياج به شرح داشت ، چنانچه شرح آن را در روايت ديگرى ديدم ، آن را آوردهام ، هر چند آن روايت از غير كتب اربعه باشد ، و گرنه چنانچه يكى از مشايخ ثلاثه ( كلينى ، صدوق و طوسى ) آن را شرح كرده باشند يا يكى ديگر از علما و ائمه لغت به توضيح آن پرداخته باشند ، آن شرح را از آنها نقل كردهام . در غير اين صورت خودم آن روايت را توضيح داده و مراد از آن را تبيين نمودهام . فيض در مورد جمع بين اخبارى كه در ظاهر با هم اختلاف دارند مىفرمايد : هر جمعى كه در كتاب « فقيه » يا « تهذيب » يا « استبصار » آمده و شايسته پذيرش بود آوردهام . امّا هر جمعى كه در يكى از اين كتب آمده ، لكن بعيد به نظر مىرسيد ، يا آن را ذكر نكردهام و يا تنها متعرض استبعاد آن شده از نقل آن خوددارى ورزيدم . در اين صورت چنانچه راه جمعى به نظر خودم رسيد ذكر كردم و گرنه به سراغ مرجحات رفتهام ( ترجيح با سند يا موافقت قرآن و سنّت يا مخالفت با عامه ) و چنانچه مرجحى براى يك طرف نيافتم ، آن دو دسته روايت را به حال خود