محسن ناجي نصرآبادى

31

فهرستهاى خود نوشت فيض كاشانى ( فارسى )

ابواب الجنان « 1 » . از اين به بعد هر روز به ارج و قرب فيض در ميان توده مردم و حكومت افزوده شد . گروهى چون ديدند كه وى در ادب ، حديث ، فقه ، فلسفه ، عرفان ، زهد ، عبادت و تحقيق به درجات بالاى ترقى راه يافته و مراتب كمال را پيموده ، بر وى حقد و حسد بردند و بر او به دستاويزهايى چند تاختند . او را متّهم به كفر و الحاد نمودند و كار را به جايى رساندند كه او آهسته آهسته گوشهء عزلت برگزيد . گسترش و دامنه اتهامات تصوّف فيض تا هند نيز راه يافت . احمد بن محمد على بهبهانى چون به لكنهو رسيد ، دريافت كه در آنجا لعن و طعن فيض گفته مىشود . به همين سبب در صدد رفع اتهامات او ، كتاب تنبيه الغافلين را نگاشت و در آن حقايق امور را به وجه اتم بيان كرد . او بر اين باور است كه بعضى تمثيلات ملّا محسن و ديگران چون شيخ بهايى و شيخ ميثم بحرانى در باب وجود و شدّت ارتباط خالق به مخلوق از قبيل دريا و قطره ، مداد و كلمات و امثال آنها به وسيله گروهى از ناقصان علم - خصوصا بعضى از علماى لكنهو - درست و صحيح مورد مدّاقه قرار نگرفته و ايشان ظاهر آن كلمات را گرفته و بدون تعمّق و تأمّل ، فيض و خردورزان ديگر را متهم به تصوّف و قول به وحدت وجود كرده‌اند . در سدهء بعد نيز يوسف بن احمد بحرانى ( 1186 - 1107 ق ) فيض را در قول به وحدت وجود مورد حمله و نكوهش قرار مىدهد و رسالهء نفحات الملكوتية فى الرّد على الصوفيه را در ردّ صوفيه و آراى ملّا محسن فيض مىنويسد و اقوال او را در اين رساله متعرّض مىشود . « 2 » در مسائل فقهى نيز برخى از آرا و نظرات فيض مورد تشكيك قرار گرفت . در مسأله غنا ، شيخ على بن محمّد بن حسن بن زين الدين شهيد ثانى ، ( ف . 1104 ق ) دو رساله دارد به نامهاى : رسالة فى تحريم الغنا و عمومه من حيث المتعلق ، و الردّ على من يبيح الغنا و در آنها به نظرات ملا محسن در مورد مسأله غنا مىپردازد و آنها را رد مىكند « 3 » . اين نظر فيض

--> ( 1 ) . براى اطلاع از رساله‌هاى مربوط به نماز جمعه رسول جعفريان ، دين و سياست در دوره صفويه ، صص . 18 - 121 . ( 2 ) . لولوة البحرين ، 121 . ( 3 ) . الذريعه ، 139 / 11 ، 229 / 10 .