الفيض الكاشاني
68
هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى )
و همه وقت ، وجود او موافق حكمت نيست اگر چه حقتعالى بر همه امرى قادر است . و نيز بندگان را در همه وقت شريعتى مجدَّد « 1 » در كار نيست ، بلكه يك شريعت كه محفوظ باشد مدتها كافى است . بلى ، شرع را هميشه حافظى مىبايد و اگر نه ، امت در او تصرفات مىنمايند به مقتضاى اغراض فاسده و اهواى « 2 » كاسده « 3 » ، و به تدريج متبدّل و متغيّر مىگردد و از ميان مىرود . و نيز امت را راهنماى كامل مىبايد كه ايشان را به طاعت حق نزديك و از معصيت او دور مىكرده باشد و داد مظلومان از ظلمه مىگرفته باشد و به فرياد ضَعَفه « 4 » و عَجَزه « 5 » مىرسيده باشد . و آن راهنما بايد كه از ايشان ممتاز باشد به كمالى چند ، كه به سبب آن به حق نزديك باشد و با پيغمبر شريك باشد ؛ مثل علم به اسرار نبوت و انوار شريعت و تخلّق به محاسن اخلاق و تنزّه از عيوب ظاهره و باطنه و از ميل به دنيا و حكم به هوى و فعل معصيت و خطا ، تا او را به دل طاعت كنند و به جان منقاد گردند . و چون نيز « 6 » غرض اصلى از آفرينشِ عالم ، وجود انسان است كه اشرف انواع مخلوقات است ، و مقصد اقصى از آفرينش انسان ، بلوغ اوست به كمال و رسيدن او به حضرت ذوالجلال ، پس بايد كه هميشه در عالم ، كاملى از اين نوع باشد و الّا وجود عالم ، بىغايت و بىثمره
--> ( 1 ) . چيزى كه تازه پديد آمده ، نو شده . ( 2 ) . خواهشهاى نفس ، جمع هوى . ( 3 ) . بى رواج ، بى رونق . ( 4 ) . جمع ضعيف ، سست و ناتوان . نسخهء « م » : « ضعفا » . ( 5 ) . جمع عاجز ، سست ، ناتوان . ( 6 ) . نسخهء « م » و « ث » : « و نيز چون » .