الفيض الكاشاني
16
هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى )
حسن ملقّب به فخر الدين ( 1030 ه ق ) به ايران باز مىگردد . در بازگشت ، برادرش در سن هجده سالگى به دست راهزنان به قتل مىرسد و فيض كه او را همانند جان خويش مىدانست و او را از جهت علم و درايت بسيار مىستود در مرگ او بسيار اندوهگين مىشود . ملّا محسن كه در پى علوم باطنى بود بالاخره در پى سالها جست و جوى سالكانه ، در شهر قم به مراد و استاد خويش كه او را با اوصافى چون « صدر اهل عرفان » و « ماه آسمان ايقان » ياد مىكند يعنى صدرالدين محمد شيرازى ( 1050 ه ق ) مىرسد . فيض او را يگانهء روزگار خويش در علم باطن و تنها در حكمت و عرفان مىداند و به همين دليل هشت سال نزد او به رياضات و مجاهدات شرعى و نيز فراگيرى حكمت و عرفان ناب الاهى مىپردازد تا اين كه سرانجام روزنهاى به عالم ملكوت و دريچهاى به علوم باطنى براى او گشوده مىشود . در همين روزگار به دامادى استاد خويش نيز نائل مىشود و صدرا او را با لقب « فيض » مىستايد . همين كه صدرالدين شيرازى عازم شيراز مىشود فيض نيز به همراه او بدان جا مسافرت مىكند و نزديك دو سال در كنار او مىماند و سپس به حكم آيهء : « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » « 1 » بر خويش واجب مىبيند كه به ارشاد مردمان و بسط معارف ربّانى پيامبر و خاندان او كه درود خداوند بر آنان باد ! از طريق تأليف و تصنيف كتب و نيز تبليغ و خطابه و وعظ بپردازد . در اين اثنا نامهاى از دربار سلطان صفوى شاه صفى به او مىرسد و او را به خدمت دربار فرا مىخواند . فيض پس از ديدار پادشاه و آگاهى از چگونگى ارتباط عالمان با دربار سلطنتى از اين كار استعفا مىكند و روزگار خويش را به قناعت و زهد پى مىگيرد . پس از چندى نامهاى ديگر از شاه عباس دوم به او
--> ( 1 ) . توبه ، آيهء 122 .