جمعى از نويسندگان

55

يادنامه طبرى ( فارسى )

مكتب اهل بيت ( عليهم السلام ) اند و از محدّثان شيعه به شمار مىروند . 69 : * شيخ الاسلام ! ابن تيميه : او كه با نوآوريهاى سخيف خود در عقايد و فروع دين بعدها بهانه و دست‌آويزى در اختيار بازيخوردهء استعمار ، يعنى محمد بن عبد الوهاب ، قرار داد تفسير طبرى را درست‌ترين كتابهاى تفسيرى برشمرده ، مىگويد : و امّا التّفاسير الّتى فى ايدى الناس فاصحّها تفسير محمّد بن جرير الطّبرى ، فانّه يذكر مقالات السّلف بالاسانيد الثّابتة ، و ليس فيه بدعة ، و لا ينقل عن المتّهمين كمقاتل بن بكير 70 و الكلبىّ . 71 اما تفاسيرى كه در دست مردم است درست‌ترين آنها تفسير محمد بن جرير طبرى است ؛ زيرا او گفته‌هاى بزرگان گذشته را با اسانيد ثابت و استوار ياد مىكند . و در اين تفسير بدعت و نوآوريهاى مخالف شرع وجود ندارد و طبرى در آن از افراد متهم [ به كذب ] مانند مقاتل بن سليمان و [ محمد بن سائب ] كلبى نقل نمىكند . : * جلال الدين عبد الرحمان سيوطى : سيوطى در نوع هشتادم كتاب خود طى مناسباتى در چند نوبت تفسير طبرى را مىستايد و پس از آنكه از تفاسير مفسرانى كه پس از صحابه و تابعان به تفسير قرآن پرداختند نام مىبرد ، مىگويد : و بعدهم ابن جرير ، و كتابه اجلّ التّفاسير و اعظمها . 72 پس از اين مفسران [ يعنى سفيان بن عيينه ، و وكيع بن جراح ، و . . . و ابى بكر بن ابى شيبه و ديگران ] ، ابن جرير طبرى قرار دارد و كتاب [ تفسير ] او شكوهمندترين و مهمترين تفاسير به شمار است . آنگاه سيوطى از مفسرانى سخن به ميان مىآورد كه پس از طبرى جاى دارند ، نظير ابن ابى حاتم ، ابن ماجه ، حاكم ، ابن مردويه ، ابو الشيخ بن حبان و ابن منذر ؛ سپس مىگويد : « همهء اين تفسيرها به صحابه و تابعان و اتباع تابعان مستند است ، و در تفاسير آنان نبايد جز تفسير صحابه و تابعان و اتباع تابعان مطلب ديگرى را جستجو كرد به استثناى تفسير طبرى » . سيوطى در استثنايى بودن تفسير طبرى چنين استدلال مىكند : فانّه يتعرّض لتوجيه الأقوال ، و ترجيح بعضها على بعض ، و الاعراب و الاستنباط ،