جمعى از نويسندگان
56
يادنامه طبرى ( فارسى )
فهو يفوقها بذلك . 73 زيرا طبرى در تفسير خود متعرّض توجيه آراء و ترجيح پارهاى از آنها بر پارهاى و اعراب ( دستور زبان عربى ) و استنباط مىگردد . بنابراين ، تفسير طبرى بر تفاسير ديگر به خاطر همين جهات فزونى و برترى دارد . : * نولدكه : نولدكه در سال 1860 ميلادى ، پس از آنكه بر پارهاى از اجزاء تفسير طبرى دست يافت ، نوشت : « اگر سراسر اين كتاب در دسترس ما قرار مىگرفت از همهء تفاسير متأخّر بىنياز مىشديم ؛ اما متأسفانه ظاهرا دورهء كامل اين تفسير از ميان رفته است ! ؟ اين تفسير مانند تاريخ بزرگ او به صورت مرجعى درمىآمد كه آبشخور آن فروكش نكرده و خشك نمىشد و متأخران اطلاعات خود را در تاريخ از رهگذر آن [ يعنى تاريخ طبرى ] به دست آوردند . » 74 : * محمد حسين ذهبى : ذهبى كه گاه در نقل اقوال ديگران و نيز معرفى پارهاى از تفاسير گرفتار اشتباههاى غير قابل اغماض است مىگويد : « آنچه طبرى در كتاب تفسير خود از اقوال و آراء مفسران پيشين فراهم آورده و مطالبى از مكتبهاى تفسيرى ابن عباس و ابن مسعود و على بن ابى طالب [ عليه السلام ] و ابىّ بن كعب براى ما بازگو ساخته و از فراوردههاى ابن جريح و سدى و ابن اسحاق و ديگران بهره برده است ، اين تفسير را به صورت بزرگترين و مهمترين كتبى درآورده كه به عنوان تفسير به مأثور تأليف شدهاند ؛ چنان كه مطالبى كه در قواعد زبان عربى و توجيهات لغوى و استنباطات در نواحى و جوانب متعدد و ترجيح پارهاى از آراء بر پارهاى ديگر كه در اين كتاب - يعنى تفسير ابن جرير - آمده است ، نقطهء تحولى در تفسير و نيز هستهء اوليه و بذر نخستين پديد آمدن تفسير به رأى به شمار مىرود ، چندانكه مىتوان اين تفسير را يكى از مظاهر روح علمى حاكم بر عصرى دانست كه طبرى در آن زندگانى مىكرد » . آنگاه مىگويد : و فى الحقّ ان شخصيّة ابن جرير الادبيّةب و العلميّة جعلت تفسيره مرجعا مهمّا من مراجع التّفسير بالرّواية ، فترجيحاته المختلفة تقوم على نظرات ادبيّة و لغويّة و علميّة