جمعى از نويسندگان

54

يادنامه طبرى ( فارسى )

كتاب ابن جرير در تفسير [ كتابى است كه تاكنون ] احدى مانند آن را تأليف نكرده است . : * ياقوت حموى : ياقوت به گونه‌اى گسترده تفسير طبرى را توصيف مىكند و در پايان اين توصيف و گزارش مبسوط مىگويد : « طبرى از كتب تفسيرى كه تأليف و تدوين شده است از ابن عباس پنج طريق ، از سعيد بن جبير دو طريق ، از مجاهد بن جبير سه طريق ، از حسن بصرى سه طريق ، از عكرمه سه طريق ، از ضحاك بن مزاحم دو طريق ، و از عبد اللّه بن مسعود يك طريق را آورده است . و همچنين تفسير عبد الرحمان زيد بن اسلم و تفسير ابن جريح و تفسير مقاتل بن حبّان را در تفسير خود ياد كرده است . . . » . آنگاه مىگويد : . . . و فيه من المسند حسب حاجته اليه ، و لم يتعرّض لتفسير غير موثوق به ، فانّه لم يدخل فى كتابه شيئا عن كتاب محمّد بن السّائب الكلبىّ ، و لا مقاتل بن سليمان ، و لا محمّد بن عمر الواقدىّ ؛ لأنّهم عنده اظنّاء ، و اللّه اعلم . و كان اذا رجع الى التّاريخ و السير و اخبار العرب حكى عن محمّد بن السّائب الكلبىّ و عن ابنه هشام ، و عن محمّد بن عمر الواقدىّ و غيرهم فيما يفتقر اليه و لا يوخذ الّا عنهم . 68 طبرى در تفسير خود از حديث مسند همان اندازه كه مورد نياز بوده آورده و از هيچ تفسيرى كه مورد اعتماد و معتبر نبوده چيزى در كتاب تفسير خود متعرض نشده است ؛ زيرا طبرى در كتاب تفسير خود هيچ مطلبى را از كتاب محمد بن سائب كلبى و مقاتل بن سليمان و محمد بن عمر واقدى ياد نكرده است ، چون اينان از نظر او متهم و مظنون‌اند ، و خدا بهتر مىداند . اما طبرى آنگاه كه به تاريخ و سيره‌ها و اخبار عرب رجوع مىكند از محمد بن سائب كلبى و پسر او هشام و از محمد بن عمر واقدى و ديگران ، در مواردى كه بدانها نياز است و اخذ آن فقط از طريق آنها امكان دارد ، مطالبى را بازگو مىكند . سخن در اين است كه آيا احتياج مىتواند مجوّز نقل دروغ و بازگو ساختن وقايع تاريخى از دروغگويان و متهمان به كذب باشد ؟ ! مگر اينكه بگوييم . طبرى تا مىتوانست از كسانى كه به تشيّع منسوب بوده‌اند - اگرچه موثّق و راستگو به شمار مىرفتند - مطلبى را چه در تفسير و چه در تفسير و چه در تاريخ نقل نمىكرد ؛ زيرا اينان كه ، به قول حموى ، طبرى از نقل تفسيرشان در تفسير خود دريغ مىورزيد پيرو