جمعى از نويسندگان

53

يادنامه طبرى ( فارسى )

با املاى وى نوشتم . ابن خزيمه گفت : تمام آن را نوشته‌اى ؟ گفتم : آرى . گفت : در چه سالى ؟ گفتم از سال 83 [ 283 ] تا سال 90 [ 290 ] . ابو بكر بن بالويه گفت : اين تفسير را خزيمة به عاريت از من گرفت و پس از چند سال آن را به [ من ] بازگرداند 63 ؛ آنگاه گفت : نظرت فيه من أوّله إلى آخره ، و ما اعلم على اديم الارض اعلم من محمّد بن جرير ، و لقد ظلمته الحنابلة . 64 من در اين تفسير از آغاز تا انجامش نگريستم [ و سراسر آن را مطالعه كردم ، و پس از مطالعه به اين نتيجه رسيدم كه بايد بگويم : ] بر روى زمين هيچ كسى را [ در تفسير ] داناتر و آگاه‌تر از طبرى نمىشناسم ، و تحقيقا پيروان احمد بن حنبل بر او ستم راندند . : * قفطى : او نيز به عظمت و غناى تفسير طبرى ، از نظر كثرت فوايد و نكات سودمند آن ، زبان گشوده است و در اين باره چنين مىگويد : لم ير أكبر من تفسير الطّبرى و لا اكثر فوائد . 65 [ تاكنون تفسيرى ] عظيم‌تر و مهمتر ، و از لحاظ نكات سودمند ، غنىتر و سرشارتر از تفسير طبرى ديده نشده است . : * بدر الدين زركشى : زركشى در مسألهء رجوع به اقوال تابعان و گزارش طبقات مفسّران مىنويسد : ثمّ إنّ محمّد بن جرير الطّبرى جمع على النّاس أشتات التّفاسير و قرّب البعيد و كذلك عبد الرّحمن بن ابى حاتم الرّازى . 66 آنگاه محمد بن جرير طبرى پراكنده‌هاى تفاسير را بر مردم فراهم آورد و آنچه را كه بعيد و به دور از دسترس [ يا مشكل و پيچيده ] بود نزديك و سهل التناول ساخت و عبد الرحمان بن ابى حاتم رازى نيز بدين‌سان [ در تفسير خود ] عمل كرده است . : * نووى : نووى در كتاب تهذيب الأسماء و اللغات راجع به تفسير طبرى گوياى سخنى همانند مقال خطيب بغدادى است . او نيز مىنويسد : كتاب ابن جرير فى التّفسير لم يصنّف احد مثله . 67