جمعى از نويسندگان

37

يادنامه طبرى ( فارسى )

آنان همان پاسخ [ يأس‌آميز و نوميدانه ] را عرضه داشتند . طبرى گفت : « انّا للّه ، ماتت الهمّتم » ( همّتها مرده و از كار افتاده است ) . 16 گويند : طبرى مدت چهل سال متواليا هر روز چهل برگ مطلب علمى مىنوشت . 17 شاگرد او ، فرغانى ، مىگفت : تلامذهء طبرى مدت عمر او را از زمان بلوغ تا هنگام مرگش محاسبه كردند و تأليفاتش را بر اين مدت از نظر شمار روزها تقسيم نمودند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه او در هر روز چهارده برگ مطلب مىنگاشت . 18 طبرى و حنابله همان‌گونه كه قبلا اشاره كرديم طبرى به عزم ديدار از احمد بن حنبل و تتلمذ در محضر درس او عازم بغداد شد ، اما اندكى قبل از ورود او به بغداد احمد بن حنبل از دنيا رفت ؛ به رغم آن [ شايد طبرى با مطالعهء در آثار احمد بن حنبل به اين نتيجه رسيد ] كه او محدثى بيش نبوده و از نظر فقهى ، آراء او فاقد ارزش و اعتبار است [ و گويا انتقادات او از احمد بن حنبل موجب گشت ] در بغداد مورد دشمنى و آزار حنبليها قرار گيرد 19 ؛ بخصوص - چنان كه خواهيم ديد - طبرى خود مذهبى را در كنار مذهب احمد بن حنبل و مذاهب ديگر اهل سنت بنياد كرده بود . حسيك حافظ مىگفت : امام الائمّه ابن خزيمه از من پرسيد : آيا از ابن جرير چيزى كتابت كرده و گفته‌هايى از او نگاشته‌اى ؟ گفتم : نه . گفت : چرا ؟ پاسخ دادم كه ابن جرير ميان مردم ظاهر نمىشد [ و دسترسى به او امكان‌پذير نبود ] و حنبليها از ورود هر كسى بر ابن جرير ممانعت مىكردند . ابن خزيمه گفت : حنابله چه بدرفتارى را دربارهء ابن جرير در پيش گرفتند . 20 ابو بكر بن بالويه مىگفت : از امام الائمّه ابن خزيمه شنيدم كه مىگفت : بر روى زمين هيچ كسى را عالمتر از محمد بن جرير نمىشناسم ؛ حنبليها بر او ستم راندند . 21