جمعى از نويسندگان
36
يادنامه طبرى ( فارسى )
طبرى را فراخواند ؛ كتابى كه اقوال و آراء علما در مسألهء وقف در آن به هم نزديك و نظر آنان دربارهء آن متحد و مصون از اختلاف باشد . وقتى طبرى چنين كتابى را تأليف و املاء كرد ، موجب شگفتى خليفه گشت . پس ، دستور داد جايزهء بزرگى براى اين كار به او بپردازند ؛ اما طبرى اين جايزه را نپذيرفت . به او گفتند : آنكه نزد خليفه بار مىيابد سزا است بدون انعام و جايزه و يا برآورده شدن حاجت و نيازى از پيشگاه او باز نگردد . طبرى گفت : اما برآوردن حاجت ، من از خليفه مىخواهم كه همكاران پليسها و پاسبانان را وادارد تا از ورود فقرا و خواهندگان به ايوان مسجد تا انقضاى خطبهء نماز جمعه جلوگيرى كنند . 13 فرغانى مىگفت : محمد [ بن جرير طبرى ] از سرزنش هيچ ملامتگر ، علىرغم آزار و رنج شديدى كه بر او وارد مىشد ، تحت تأثير قرار نمىگرفت و متانت و آرامش و شهامت خويش را از دست نمىنهاد و اهل دين و دانش منكر حلم و زهد و بىاعتنايى او به دنيا و قناعتش به سهمى از ماترك پدرش كه در طبرستان [ يعنى آمل ] براى او به ارث گذارد ، نبودهاند . 14 المكتفى باللّه پس از آنكه طبرى كتاب وقف و ابتداء را نگاشت هزار دينار به سوى او فرستاد ؛ اما طبرى آن را برگرداند . به او گفتند : آن را به تهيدستان صدقه كن . قبول نكرد و گفت : شما نسبت به اموال خود سزاوارتر هستيد تا آن را به چه كسانى به عنوان صدقه بپردازيد . 15 طبرى ، دانشمندى كوشا و نستوه و پركار : همانطور كه معروف است طبرى به ياران و شاگردان خود گفت : آيا براى املاى تفسير قرآن آمادگى داريد تا آن را بنگاريد ؟ سؤال كردند تا چه مقدار ؟ طبرى گفت : در سى هزار برگ . گفتند : اين كارى است كه قبل از پايان گرفتن آن عمرى باقى نمىماند [ بلكه عمرها از رهگذر آن به پايان مىرسد ، ولى اين كار خاتمه نمىپذيرد ] . لذا طبرى تفسير را در سه هزار برگ به طور فشرده املاء كرد . آنگاه گفت : آيا براى املاى تاريخ جهان از آدم ابو البشر تا زمان معاصر ما آمادهايد ؟ گفتند : تا چه اندازه ؟ طبرى همان مقدار سى هزار برگ را پيشنهاد كرد .