جمعى از نويسندگان

89

شناخت نامه محدث قمى ( فارسى )

اوّل هر جلد نوشته‌اند : « خُمس اين جلد داده شده است . » سپس با مركّب سياه به مهر شريفشان « المذنب عبّاس » مهر نموده‌اند . بنگريد ، به خاطر داشتن اين كتاب به مقتضاى نياز شديد آن مرحوم به امثال اين گونه آثار كه برايشان از الزم لوازم و اشدّ ضرورات بوده است باز هم به حكم احتياط خمس آن را مىدهند . اين عمل را مقايسه كنيد با عمل بعضىها كه مصداق كلام مبارك امير عليه السلام در خطبه شقشقيّه نهج البلاغه هستند كه : « يَخْضِموُنَ مالَ اللَّهِ خَضمَةَ الابِلِ نَبتَةَ الرّبيعِ . » نكته دوم كه قبلًا در مجلّه وزين و گران قدر نور علم شماره مسلسل 49 در ترجمه حيات مرحوم علّامه سردار كابلى بدان اشاره كرده‌ام اين كه : مرحوم حاج شيخ از مشايخ اجازات عصر حاضر بودند و اصولًا در اين عصر سه نفر از مشايخ اجازات بزرگ و حلقه اتّصال اعلام و اعاظم عصر به مرحوم حاج ميرزا حسين نورى بودند . اوّل آنها سيّد امام همام ابومحمّد حسن بن هادى صدرالدّين كاظمى آقا سيّد حسن صدر . دوم محدّث عالى مقدار ما مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى و سوم مرحوم علّامه بزرگوار حاج شيخ آقا بزرگ تهرانى ، صاحب الذّريعه بودند . علّامه سردار كابلى ، شيخ حيدر قلى كابلى ، مقيم كرمانشاه از هر سه نفر داراى اجازهء روايت و حديث بودند و بنده از آن مرحوم درباره آقاى حاج شيخ عبّاس قمى شنيدم كه فرمودند من از مرحوم حاج شيخ عبّاس واقعاً شگفت‌زده شدم ؛ زيرا هيچ بيتِ غزلى را نخواندم مگر آن كه آن مرحوم تمام غزل را از حفظ خواند . مرحوم سردار كابلى مىفرمودند : واقعاً تعجّب كردم كه شخصى محدّث با اين مقام از زهد و تقوا و عبادت و توغّل و تضرّع در احاديث ائمّه طاهرين اين‌قدر شعر و غزل حفظ داشته باشد . مثل اين كه حاج شيخ در جوانى به