جمعى از نويسندگان

83

شناخت نامه محدث قمى ( فارسى )

هدف از اين همه قوانين و اديان و آمدن پيامبران بزرگ در جوامع انسانى همانا بيرون آوردن آدميان از چراگاه‌هاى بهايم و شياطين و رساندن آنان به مراتب عاليه ملك و ملكوت الهى است تا آنان را از همكارى و همسرى با زندانيان عالم ماده و هم‌نشينى با چاه‌نشينان هوى و هوس نجات داده ، همنشين ساكنان قدس ربوبى سازند و اين جز با پاك و پاكيزه شدن از اخلاق ذميمه و رذيله و مزيّن شدن به صفات عاليه و فضايل شريفه حاصل نگردد ؛ و علم اخلاق است كه ملكات ارجمند و صفات ناپسند و اصول و اسباب و كيفيت معالجات هر يك را براى ما بيان مىكند . البتّه روشن است كه بحث در اخلاق و پيرامون آن مفصّل و بسيار گسترده است . نظير تاريخ علم اخلاق و كتاب‌شناسى آن و تطبيق مكاتب مختلفه و مقارنه ديدگاه‌هاى گوناگون و مقايسه كتاب‌هاى اخلاقى ، يعنى اخلاق مقارن و تطبيقى . يا مثل نظر در پيرامون مبانى و مسايل مختلفه و معيارهاى متفاوته علم اخلاق و مسايل مربوط به آنها كه از آن تعبير به اخلاق نظرى مىكنيم . امّا آنچه كه مهمّ است همانا تخلّق به اخلاق عاليه و فضايل ارزنده است كه آدمى با ممارست و مراقبت از خويشتن و تربيت كردن نفس ، آن اخلاق و فضايل را در نفس خود پياده و راسخ نمايد تا فضايل و كرامات در نفس او تحقّق يافته و از مرحله نظر و ادراك به مرتبه عمل و فعليت رسد و چونان ملكات ثابته گردد . اخلاق جمع خُلق به ضمّ خاء و سكون لام ، سجيّه و حالت ثابت و راسخ در نفس است كه آدمى به سهولت و آسانى حتّى ناخودآگاه بر آن روش نموده متابعت نمايد ؛ به خلاف حالت كه كيفيّتى گذرا در نفس است كه چون حادث شود به زودى زايل و مرتفع گردد ، چون حالت غضب و ترس . و بدين جهت است كه هر آنچه از ملكات - راسخه چه فاضله و حسنه و چه سيّئه و رذيله - جايگزين نفس انسانى شد حاكم مطلق نفس او گردد و هر آن طور كه او در درون پرورش يافته و تربيت شده باشد راه و روش ظاهرىاش تراوشى از آن اندرون است كه به سهولت يا ناخودآگاه مطابق با آن