عزت الله مولايى نيا همدانى

35

نسخ در قرآن ( فارسى )

مقيد قرار داده شده است . و همچنين در گزارش از شيخ مفيد در مورد همين مسأله چنين برمىآيد كه امير المؤمنين - عليه السّلام - در اولين خطبه‌اى كه پس از بيعت مسلمانان با وى به دنبال كشتن شدن عثمان ايراد فرمود ، گفت : « . . . سلونى قبل أن تفقدونى فوالذى فلق الحبة و برىء السمة لو سئلتمونى عن آية ، آية لا خبر نكم بوقت نزولها و فيم نزلت و أنبأتكم بناسخها من منسوخها و خاصها من عامها . . . » « . . . پيش از آنكه مرا از دست بدهيد هر آنچه مىخواهيد از من سؤال كنيد ، سوگند به خدايى كه دانه را در دل خاك شكافت و حيوانات را آفريد ! اگر از آيه به آيهء قرآن كريم از من بپرسيد شما را از هنگام فرويش آن و همچنين شأن نزول آن خبر مىدهم و شما را در جريان آيه‌هاى : ناسخ و منسوخ و آيات خاص و عام . . . قرار مىدهم . . . » « 1 » [ همانطورى كه مشهود است امير المؤمنين - عليه السّلام - در بيانات خويش كه با عامه مردم سخن مىگفت ، آيات « ناسخ و منسوخ » را در برابر آيات « عام و خاص » قرار داده و براى مردم و شنوندگان نيز اين قضيّه روشن و آشكار بوده ، لذا نيازى به سؤال از مفهوم و يا مصداق آن نداشته‌اند ] . بنابراين ، نمىتوان گفت - چنان كه منكران ايدهء « نسخ » گمان كرده‌اند - منظور از واژه « نسخ » در پهنهء قرآن و سنت ، خاص و عام بوده و يا آنكه در مفهوم وسيعى كه « خاص و عام » را نيز فرا مىگرفت به كار رفته است ، همانگونه كه نمىتوان اشتباهات عالمانى كه در ادعاى نسخ آيات ، افراط كرده‌اند ، توجيه نمود . از اين رو در اينجا يك سؤال بسيار مهمى مطرح مىشود و آن اينكه با وجود بداهت و شهرت مسأله نسخ در ميان صحابه و تابعين ، بويژه در عصر رسالت و سپس در دوران خلفاى سه گانه و در عصر طلايى امير المؤمنين - عليه السّلام - چگونه مورد انكار برخى از نويسندگان مسلمان از فريقين قرار گرفته و به زعم خود بر آن استدلال نيز مىنمايند ؟ ! در پاسخ اين مسأله اندكى تأمل ، تدبر و دقت در تاريخ اسلام لازم است و بايد علت و يا علل

--> ( 1 ) ر . ك : شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن النعمان ، ( ت 613 ه . ق ) ، الارشاد نوبت و تاريخ چاپ ندارد ، قم : منشورات مكتبة بصيرتى ، ص 23 .