عزت الله مولايى نيا همدانى

400

نسخ در قرآن ( فارسى )

اوست و غير او همه مالكيّت نسبى دارند و خود نيز مملوك و حلقه به گوش آفريدگار عالمند ، پس چه كسى مىتواند و يا مىخواهد مانع تصرفات ملوكانه او گردد ، در صورتى كه ملك الملوك اوست و اگر خوب بنگريم و حقيقت امر را ژرف بنگريم ، تنها اوست كه داراى مالكيت و تصرّف مطلق است و همهء موجودات عالم در برابر او مملوك و برده‌اند . و ما كه از نعمتهاى بىشمار او بهره‌منديم ، بر حسب ظاهر مستقل و مالكيم و گر نه در حقيقت ، فقر ، غنانما و وابستگى كامل و صدرصد ، استقلال‌نما و برده مالك نماييم و حتى در امور خود نيز بدون اعانت و نظر لطف ربوبى توان تدبير نداريم . و اين مطلب از حصر موجود در آيهء : أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ . . . تبلور داشته و روشن است « 1 » و بر حسب ترتيب دو اشكال مذكور ، از جانب پروردگار عالم ترتيب و سامان يافته است : أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ناظر بر اشكال نفى عموميت قدرت و آيهء بعدى ناظر بر اشكال نفى مالكيّت مطلق خداوندى است . ، وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ همانند متمم هر دو پاسخ است كه شما در هر دو نفى ، خداوند را با فقر و بيچارگى و وابستگى خودتان مقايسه كرديد و اگر خداوند عالم را با عنايت بر ولايت مطلقه و قدرت مطلقه‌اش مورد توجه قرار مىداديد ، هرگز چنين نظر بىادبانه‌اى نمىداديد . بنابراين ديدگاه آيهء كريمه ، دلالت بر وقوع نسخ مىنمايد ، منتها گسترده‌تر از نطاق تشريع ، بلكه در عرصه‌هاى طبيعت ، احكام شرايع به طور كلى در عالم انبيا و اوليا ( مرگ يكى از آنان و ظهور ديگرى ) و در عرصهء معجزات انبيا منتها آيهء كريمه ، « تبديل » و ديگر آيات « نسخ » احكام ، مىتواند قرينه‌اى باشد بر مراد اين آيه كه در آن نيز همان نسخ احكام لحاظ شده باشد و در نتيجه معناى آيه ، كريمه ، چنين مىشود ، چون آيتى از قرآن را با زايل كردن حكم ( درونمايه ) آن « نسخ » گردانيم و يا آن را با تأخير انداختن اظهار و فرويشش به تأخير بيندازيم ، بهتر از آن ، يا همانند آن

--> ( 1 ) ر . ك : علامه طباطبائى - قدس سره - الميزان ، پيشين ، ج 1 ، ص 253 .