عزت الله مولايى نيا همدانى
401
نسخ در قرآن ( فارسى )
مىآوريم . و اين تقديم و تأخير و پس و پيش شدن از قبل پروردگار عالم ، موجب از بين رفتن مصلحت و كمال آن نمىگردد و تصرف خداوندى ، پيوسته بر پايهء تكامل بخشيدن به اشيا و مصالح آنهاست « 1 » . و در روايات فريقين بر اين تفسير از اين آيه شواهدى وجود دارد كه قابل دقت و مطالعه مىباشد . « 2 » برخى از مفسران معاصر شيعه دلالت آيهء « نسخ » را بر امكان و وقوع نسخ در قرآن ، منكر شده و مىگويند آيه بر نسخ مصطلح دلالت ندارد زيرا مراد از آيه اعم از آن بوده و بر تمامى عرصههاى آيات الهى تكوين ، تشريع و انفس و احكام اديان سلف و . . . شامل مىگردد ، بنابراين ، دليل بر نسخ مصطلح نمىباشد . « 3 » و لكن پيشتر گفتيم كه به قرينهء آيهء تبديل و ديگر آيات ناسخ و منسوخ ، اينجا نيز همان آيهء مصطلح و نسخ آن منظور است . علاوه بر آن در بحث آيهء تبديل گفتيم كه هرگاه آيه بدون قرينه به كار رود ، منظور از آن همان معناى معروف قرآنى خواهد بود . شأن نزول 1 - چون يهوديان ، تشريعات احكام رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را مورد طعن قرار داده و مىگفتند محمد - صلّى اللّه عليه و آله - روزى اصحاب خود را بر چيزى فرمان مىدهد و روز ديگر آن را نسخ كرده و بر خلاف آن دستور مىدهد . آنگاه اين آيه در پاسخ آنان فرود آمد . 2 - گروهى از يهوديها بر برخى از دوستان مسلمان خود مىگفتند : دين شما چيز خوبى نيست كه ما را به سوى آن فرا مىخوانيد و اگر بهتر از دين ما بود ما نيز بدان مىگرويديم و آيهء « ما ننسخ » در پاسخ آنان فرود آمد و نهفتههاى اسرار دلشان را برملا كرده و فرمود : أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ . . . كه تا از اين رهگذر اثبات مالكيت و قدرت
--> ( 1 ) ر . ك : علامه طباطبائى الميزان ، پيشين ، ج 1 ، ص 254 . ( 2 ) ر . ك : علامه طباطبائى ، همان . ( 3 ) ر . ك : سيّد عبد الاعلى سبزوارى ، پيشين ، ج 1 ، ص 418 .