عزت الله مولايى نيا همدانى

398

نسخ در قرآن ( فارسى )

« نسخ » اثر آيه يعنى تكليف و امثال آن زايل مىشود و اصل آن يعنى تلاوت آن در قرآن باقى مىماند . بويژه اينكه فعل « نسخ » متصل به فعل « ننسها » به معناى « بردن » و پاك كردن از حافظه مىباشد . بنابر اين ، معناى آن چنين مىشود : « اگر آيه‌اى را ( حكم و دورنمايه آن ) از صفحه وجود و يا از ذاكره برداريم بهتر از آن يا مانندش را مى آوريم » . ديدگاه يكى از انديشمندان بزرگ عصر دربارهء آيهء نسخ علامه طباطبايى اين انديشور بزرگ عرصه‌هاى قرآنى « آيه » را به دليل عموم تعليل ذيل آن : أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . * « آيا مردم نمىدانند كه خدا بر هر چيز قادر است ، آيا نمىدانند كه پادشاهى آسمانها و زمين مختصّ خداوند است . . . » . از حيث مفهوم و مصاديق خارجى فرا قرآنى گرفته و به اعتبار اختلاف و دگرگونى اشيا و حيثيات و جهات ، آن را بر آيات قرآنى - از لحاظ عجز كاروان بشرى از آوردن آياتى چون آيات تحدى و بر احكام و تكاليف كلى الهيه - از آن حيث كه موجب تقوا و قرب انسان به ذات اقدس حق مىگردد و به موجودات خارجى ( آفاق و انفس ) به اعتبار آنكه با وجود خود كاشف از خصوصيات صفات و اسماى خالق آفريدگار خود و با خصوصيات دقيق وجودى خود ، كاشف از وجود صانع و آفريدگار خود مىباشند و بر انبيا و اولياى خدا - عليهم السّلام - به لحاظ دعوتشان به سوى ذات اقدس ربوبى با قول و فعل گسترش داده و سپس مىگويد : اين توسعهء مفهومى - كه ما از سياق آيه استظهار نموديم و گفتيم نسخ ، شامل اين عناوين گوناگون مىگردد - از عموم تعليل ذيل آيه استفاده مىشود ، زيرا انكار « نسخ » پنداشته شده در اينجا و يا انكار وقوع و جواز « نسخ » از سوى يهودان ، بر پايهء گزارش روايات شأن نزول ، آيه ناظر بر دو جنبه متفاوت است : يكى ناظر بر نفى