عزت الله مولايى نيا همدانى
397
نسخ در قرآن ( فارسى )
يافته است . بنابر اين ، مراد « آيه » قرآنى بوده و دلالت بر نسخ مصطلح عند الاصوليين دارد . « 1 » دليل دوّم ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * « 2 » أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ * « 3 » . اين دو آيه از جمله دلايلى است كه دلالت قطعى بر وقوع « نسخ » در شريعت اسلامى و قرآن كريم دارد . و « نسخ » را نيز در فصل پايانى بخش اول ، از نگاه پژوهشگران اسلامى تعريف كرديم و گفتيم كه عبارت است « از رفع حكم شرعى استمرارى به دليل حكم شرعى متأخر ديگر » . و همين معنا را انديشوران اسلامى ، از همين آيه ، گرفته و تعريف خود را بر پايهء آن قرار دادهاند ، همچنين از مصاديق خارجى ( موارد وقوع آن در قرآن كريم ) و اطلاق آيه ، اين معنا را استفاده مىنمايند . اين آيه به هيچ وجه دلالت بر نسخ تلاوت نمىكند به هر حال ، اين آيه يكى از دلايل جواز بلكه وقوع « نسخ » در حوزهء قرآنى است ، اما از آن استفاده جواز نسخ تلاوت هرگز نمىتوان كرد ، چرا كه اين حكم را به عنوان وصف علاميّت ، بر آيه حمل كرده ، و با توجّه به تحليل آن ، در ذيل آيه ، به أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ روشن مىگردد كه مراد « نسخ » اثر آيه « دورنمايهء و حكم آن » مىباشد ، از آن جهت كه آيه و علامت و نشانه است . در حقيقت علاميّت و صفت نشانه بودن حكم ( دورنمايه ) آيه ، « نسخ » و زايل مىگردد ، نه لفظ و تلاوت آن ، پس با
--> ( 1 ) ر . ك : مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 240 . ( 2 ) بقره ، 106 . ( 3 ) بقره ، 107 .