عزت الله مولايى نيا همدانى
396
نسخ در قرآن ( فارسى )
مىنمايد « 1 » . پاسخ توجيه پاسخ اين توجيه كاملا از استدلال گذشتهء ما روشن است ؛ زيرا : 1 - اين توجيه غير وجيه ، بر خلاف ظاهر و بر خلاف سياق آيهء مذكور است . 2 - بر خلاف اجماع امت و پژوهشگران اسلامى است . 3 - جز علامهء قاسمى ، اصلا قائلى ندارد . 4 - اينكه نسخ در مدينه واقع شده ، نه در مكه ، مستندش يك حديث ضعيفى از ابن عباس است ، تازه اگر صحيح باشد ، خبر واحد است . علاوه اينكه قول ابن عباس ، حجت نيست ، چرا كه او در مقام عصمت نبوده كه سخنش الزامآور و قطعآور باشد تازه حقايق و واقعيات تاريخ قرآن و روايات شأن نزول نيز آن را تكذيب مىنمايد . 5 - در سير زمان و ادوار تفسير قرآن ، احدى از انديشوران اسلامى چنين حرفى را نزده است . 6 - اهل لغت تاكنون حتى يك نفر آيه را به نفسانى و علمى و . . . تفسير نكردهاند و هيچ دليلى نيز گوينده بر مطلب خود ندارد . كسانى هم كه « آيهء اول » را به ناسخ قرآنى و « آيهء دومى » را به منسوخ احكام اديان پيشين معناى كردهاند ، همچون ابو مسلم و پيروانش و مثال به نسخ قبله زده و مىگويند جهتگيرى به سوى بيت المقدس در آغاز ، دستور قرآنى نداشته و بلكه جهتگيرى به سوى مكه است كه دستور قرآنى دارد ، بنابراين منظور « نسخ » برخى از احكام يهود و نصارا توسط احكام قرآنى است نه وقوع نسخ در قرآن ، پاسخ آن اين است كه نسخ قبله در مدينه حدود شانزده ماه بعد از هجرت واقع شده است و سورهء نحل بنا به دلايلى كه ارائه كرديم ، مكى بوده و قبل از تغيير قبله مسلمين فرويش
--> ( 1 ) ر . ك : مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 241 .