عزت الله مولايى نيا همدانى
375
نسخ در قرآن ( فارسى )
خود را بر همين پايه و اساس قرار دادهاند ؛ زيرا حضرت موسى و عيسى بر حسب گفتهء قرآن كريم در تورات و انجيل ، امّتهاى خود را به آمدن رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و ظهور دين اسلام بشارت داده و از آنان براى رسول خاتم - صلّى اللّه عليه و آله - بيعت و ميثاق گرفتهاند كه هنگام ظهور اسلام بدان گرويده و از دين خود دست بردارند . بنابراين ، قطع به « نسخ » و يا ضرورت آن اثبات نمىگردد . پاسخ پاسخ اين شبهه گر چه در فصل سوم همين بخش روشن شد ، اما جهت روشنتر شدن قضيّه توضيح كوتاهى مىدهيم ؛ اولا : تنها دليل اثبات جواز و يا وقوع تاريخى آن ، نسخ شرايع پيشين نبود كه با انتفاى آن منتفى گردد ، بلكه دهها دليل عقلى و نقلى بر آن وجود دارد . علاوه ، ما مراد خود را از مفهوم نسخ در بخش اول از فصل چهارم كاملا روشن ساخته و گفتيم كه عبارت است از رفع و ازالهء حكم ثابت شرعى ، به دليل شرعى لاحق ؛ يعنى خداوند حكم شرعى الهى را پس از استقرار و ثبوت و حاكميت يافتن ، از اقتدار و حاكميّت انداخته و حكم جديد ديگرى كه مصلحت تامه و كاملترى دارد جاى آن برقرار نمايد . چه اينكه حكم « منسوخ و ناسخ » در يك شريعت باشند و چه ناسخ از شريعت پسين و منسوخ از شريعت پيشين ، چه در متن شريعت پيشين زوال آن اعلام شده باشد و چه نشده باشد . اگر چه حضرت موسى و عيسى - عليهما السلام - امّت خود را از موقت بودن شريعت خود و آمدن رسول خاتم - صلّى اللّه عليه و آله - و دين اسلام « 1 » ، آگاه ساخته و
--> ( 1 ) . . . الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ . . . ، ( اعراف : 157 ) . « همانا كسانى كه از اين فرستاده ، پيامبر درس ناخوانده كه [ نام ] او را نزد خود ، در تورات و انجيل نوشته مىيابند ، پيروى مىكنند ، [ همان پيامبرى كه ] آنان را به كار پسنديده فرمان مىدهد و از كار ناپسند باز مىدارد » . وَ إِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ . ( الصف : 6 ) « و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت : اى فرزندان اسرائيل ! من فرستاده خدا به سوى شما هستم كه تورات را كه پيش از من بوده تصديق مىكنم و به فرستادهاى كه پس از من مىآيد و نام او « احمد ( ص ) » است بشارتگرم ، پس وقتى بر آنان دلايل روشن آورد ، گفتند : اين سحرى آشكار است » .