عزت الله مولايى نيا همدانى
357
نسخ در قرآن ( فارسى )
دليل دوّم مىگويند : نظريهء نسخ در قرآن ، با اخبار و رواياتى كه عرضهء روايات را بر قرآن الزامى مىدادند ، منافات و تعارض دارد ؛ زيرا اگر خود قرآن داراى آيات زايد ( منسوخ الحكم دون التلاوه ) باشد ، چگونه مىتواند معيار سنجش صحت و عدم صحت احاديث باشد ؟ در صورتى قرآن مىتواند معيار صحت حديث باشد كه خود آن صددرصد تأييد شده بود و سنديت قطعى داشته باشد و وجود آيات منسوخ زايد در آن ، اعتبار و سنديت قرآنى را زير سؤال مىبرد . بنابراين ، پديدهء نسخ در قرآن كريم ، واقعيت ندارد « 1 » ؛ چرا كه قرآن بدون كم و كاست و فزونى مورد اتفاق همهء مسلمانان بوده و هرگز دست تحريف بدان نرسيده و صيانت كامل داشته و تا قيامت نيز از همه انواع تحريف مصون خواهد ماند . پاسخ پاسخ اين اشكال بديهى و اظهر من الشمس است ؛ زيرا وجود آيات منسوخ در قرآن را هيچ مسلمانى زايد و بىفايده نمىداند و به اعتقاد قاطبهء مسلمين ، آيات منسوخ همچون آيات ناسخ و ديگر آيات قرآنى ، هم نقش و يكسان بوده و در تمامى ابعاد اعجاز با ديگر آيات قرآنى ، همگام ، يكنواخت و همصدا و قرينند ؛ يعنى بدون آن ، آيات ديگر اعجاز نخواهند داشت و همان تحريف قرآن خواهد بود ؛ زيرا مجموع قرآن بما هو مجموع ، معجزه بوده و با حذف يك كلمه ، حتى يك حرف از آن ديگر نه هدايتگر خواهد بود و نه اعجازگر ، بنابراين چون قرآن كريم هم اكنون نيز هم معجزه است و هم هادى و هم صفات ديگر را به طور كامل داراست ، اين دليل آن است كه آيات منسوخ زايد و بىفايده نمىباشند ، بلكه تمامى خواص آيات قرآنى را - غير از اينكه حكم ( درونمايه ) آنها نسخ شده و حكم ديگرى ( ناسخ ) جاى آن را گرفته و در
--> ( 1 ) ر . ك : هبة الدين شهرستانى ، پيشين ، صص 32 - 33 با توضيحى از نگارنده .