عزت الله مولايى نيا همدانى
358
نسخ در قرآن ( فارسى )
مقام عمل ناسخ حاكميت دارد و نه منسوخ - دارد و همه مزاياى قرآنيّت را از جمله اعجاز آن از تمام جوانب مطروحه بدون استثنا دارا مىباشد . دليل سوم مىگويند : اگر در قرآن كريم آياتى منسوخ و زايد و بدون استفاده مانده باشد ، با حديث متواتر ثقلين و خطبهء حجة الوداع رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - منافات خواهد داشت ؛ زيرا بر پايهء حديث ثقلين ، از گزند هر نوع آسيب و يا تحريفى مصون و محفوظه بوده و حتى امكان تحريف در آن وجود ندارد ، زيرا بشر عاجز از آن است . و چون ثقل اكبر كل قرآن است و نه برخى از آنها . در اين صورت با فرض آيات منسوخ كه زايد و بلافايده و بدون اقتدار مىباشند ، ديگر قرآن ثقل اكبر و حجّت تامه نخواهد بود « 1 » . پاسخ پاسخ اين شبهه نيز از جواب اشكالات پيشين روشن شد ؛ زيرا آيات منسوخ در قرآن كريم ، از تمامى اوصاف كماليّه برخوردار است . تنها از حاكميت افتاده و در عرصهء عمل پس از سپرى شدن امد و زمانش از اقتدار افتاده است ، مانند احكامى كه موضوعش مرتفع مىگردد و يا احكامى كه تخصيص افرادى مىخورد ، اين نيز تخصيص در ازمان است . به عبارت ديگر ، آيات منسوخ چون در واقع و نفس الأمر و علم اللّه ، از آغاز داراى آمد و زمانبندى خاص بوده ، با سرآمدن امد و زمان آن از اقتدار و حاكميت در عرصهء عمل به احكام تكليفى افتاده و خارج مىگردد و خداوند متعال با فرو فرستادن آيهء ناسخ ، نسخ و سرآمدن امد منسوخ را اعلام كرده و آيهء ناسخ را ( حكم آن را ) جايگزين حكم آن مىنمايد . همانگونه كه برخى احكام با انتفاع
--> ( 1 ) ر . ك : هبة الدين شهرستانى ، پيشين ، ص 32 .