عزت الله مولايى نيا همدانى
355
نسخ در قرآن ( فارسى )
دليل هشتم و پاسخ آن اما در مورد آيهء : فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا « 1 » و امثال آن كه برخى از پژوهشگران اسلامى خواستهاند از آن در ارتباط با انكار نظريهء « نسخ » سود جويند و ما در تبيين شبهات عقلى منكران « نسخ در قرآن » پاسخ آن را گفتيم كه اين گروه از آيات كه سنن الهى را چه در تكوين عالم و نظام كونى و چه در نظام تشريعى ، ثابت و پيوسته و لايتغيّر معرفى مىنمايد ، بدان معناست كه در چارچوب سنن الهى در هر دو عرصه هرگز تغيير و تبديل بىحسابى رخ نخواهد نمود و همهء عالم هستى ، از جمله احكام تشريعى الهى ، داراى نظام متين ، قاطع ، محكم ، ثابت ، لا يتغير و حساب شده مىباشد كه بر مبناى قانون عليّت و حكمت خداوندى ، آراسته شده و چينش يافته است و غير از خداوند ، احدى نمىتواند در آن تغييرى ايجاد نمايد ، اما تغييرات محو و اثبات و نسخ « بداء » نيز جزو همين قوانين لا يتغيّر بوده و جزو سنن الهى است كه در چارچوب آفرينش و نظام تشريعى الهى ، در جريان بوده و خواهد بود و در هر دو عرصهء علم ازلى خداوند كه علم مستأثر الهى است ، بر آن تغييرات پيشى گرفته و از ازل معيّن بوده است كه فلان حكم و يا فلان مسأله كونى ، تا فلان زمان موقّت بوده و امد و پايان دوران آن ، با فرويش ناسخ و يا آمدن آيت ديگرى از آيات كونى حقّ براى بندگان اعلام مىگردد . بنابراين ، پديدهء « نسخ » در شرايع و پديدهء بداء در كون جزو همان قوانين و سنن ثابت لا يتغيير خداوندى است ، اگر خود خداوند بر تغيير دادن سنن و قوانين كونى و تشريعى خود قدرت نداشته باشد ، بايد براى آفرينش و تشريع آغازين نيز ناتوان باشد . جريان رستاخيز كه همهء عالم امكان از هم پاشيده و به نظام ديگرى تبديل خواهد گرديد ، دليل بزرگى بر صحّت اين جريان است و جريان آتش ابراهيم « 2 » و عصاى موسى - عليه السّلام - نيز مؤيد همين مسأله است . و كل جريانات معجزهءهاى انبيا -
--> ( 1 ) فاطر ، 43 و صدر آيه در 23 و ذيل آن در « اسراء » ، 77 آمده است . ( 2 ) . . . . قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ . . . . . ، ( انبياء ، 69 ) .